فرهنگ نامه اذان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٣
و ـ صلوات فرستادن بر پيامبر ، پس از ذكر نام ايشان
١٢١.امام باقر عليه السلام : هر گاه اذان مى گويى ، «الف» و «هاء» را آشكار ساز و هر زمان كه نام پيامبر را بردى و يا شخص ديگرى آن را نام برد ، در اذان باشد يا غير اذان ، بر ايشان صلوات بفرست . [١]
ز ـ سخن نگفتن
١٢٢.امام صادق عليه السلام : سخن گفتنِ عمدى در اذان ، سزاوار نيست ؛ زيرا اذان ، درى از درهاى نيكى است و كسى كه مشغول يك كار نيك است ، سزاوار نيست آن را ناتمام بگذارد ، مگر به خاطر پرداختن به كارى همانند آن. [٢]
ح ـ كاسبى نكردن با اذان
١٢٣.كتاب من لايحضره الفقيه : مردى نزد امير مؤمنان عليه السلام آمد و گفت : اى امير مؤمنان! به خدا سوگند كه من تو را دوست دارم . [ امام عليه السلام] به وى فرمود : «ولى من تو را دشمن مى دارم» . گفت : چرا؟ فرمود : «چون تو اذان را وسيله كسب قرار داده اى و براى آموزش قرآن ، مزد مى گيرى» . [٣]
ط ـ فاصله انداختن ميان اذان و اقامه
١٢٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به بلال ـ : اى بلال! هر گاه اذان مى گويى ، با درنگْ بگو و هر گاه اقامه مى گويى ، با سرعت بگو ، و ميان اذان و اقامه ات ، به
[١] . الكافى : ج ٣ ص ٣٠٣ ح ٧ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ١ ص ٢٨٤ ح ٨٧٥ .[٢] . دعائم الإسلام : ج ١ ص ١٤٦ .[٣] . كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ٣ ص ١٧٨ ح ٣٦٧٤ .