فرهنگ نامه اذان

فرهنگ نامه اذان - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ٥٠

دهم در ميان فقهاى بزرگ شيعه مورد اتّفاق بوده است . البتّه از قرن يازدهم ، با ظهور مسلك اخبارى گرى ، نظريّه فقهاى گذشته مورد خدشه قرار گرفت و ظاهرا نخستين كسى كه رأى شيخ صدوق را درباره شهادت سوم زير سؤال برد ، ملاّ محمّدتقى مجلسى معروف به مجلسىِ اوّل (م ١٠٧٠ق)است. وى در كتابروضة المتّقين در ذيل كلام صدوق مى گويد : با در نظر گرفتن فراوانىِ اخبارى كه درباره افزايش و كاهش [ بندهاى اذان ]وارد شده و ما تنها بعضى از آنها را آورديم ، يقين كردن به اين كه اين اخبار ، ساختگى هستند ، مشكل است . ظاهرا اخبار مربوط به افزوده شدن اين جملات ، هم در اصول (كتاب هاى «اصل») وجود دارند و هم صحيح اند، چنان كه از كار محقّق و علاّمه و شهيد ـ رحمهم اللّه ـ چنين پيداست ؛ زيرا اين اخبار را شاذ دانسته اند و حديث شاذ ، حديثى است كه صحيح ، امّا غير مشهور است ، با آن كه قائلان به صحّت اين اخبار نيز اندك اند ـ چنان كه دانستى ـ . پس به صرف اين كه مفوّضه يا عامّه (اهل سنّت) به چيزى عمل كنند ، نمى توان به عدم آن يا ساختگى بودنش قطع پيدا كرد ، مگر آن كه از ائمّه ـ صلوات اللّه عليهم ـ روايتى دالّ بر اين امر رسيده باشد ، كه در اين مورد نرسيده است . به علاوه ، شيعه در گذشته و حال ، به آن (ذكر شهادت سوم در اذان) عمل كرده است . ظاهر روايات نيز بيانگر آن است كه هر گاه كسى به آن عمل كند ، گنهكار نيست ، مگر در صورت يقين به شرعى بودنش ، كه در اين صورت خطاكار است . بهتر ، آن است كه آن (شهادت سوم) را جزء ايمان بداند ، نه جزء اذان . {-١٢-}


[١] . ر . ك : ص ٣٨ ح ٢٣ .[٢] . مفوّضه فرقه اى از غاليان بودند كه اعتقاد داشتند خداوند ، محمّد صلى الله عليه و آله را آفريد و آفرينش دنيا را به او وا گذاشت . از اين رو، پيامبر صلى الله عليه و آله نيز آفريدگار است و به قولى ، معتقد بودند كه پيامبر صلى الله عليه و آله هم كار آفرينش دنيا را به على عليه السلاموا گذاشت ر . ك : معجم مصطلحات الحديث : ص ١٦٩ (المفوّضه) .[٣] . كتاب من لايحضره الفقيه : ج ١ ص ١٨٨ـ١٨٩ .[٤] . النهاية : ص ٦٩ .[٥] . المبسوط : ج ١ ص ٩٩ .[٦] . المقنعة : ص ١٠٠ .[٧] . رسائل الشريف المرتضى : ج ٣ ص ٣٠ .[٨] . الكافى ، حلبى : ص ١٢٠ .[٩] . المراسم العلويّة : ص ٦٧ .[١٠] . المعتبر : ج ٢ ص ١٢٤ .[١١] . منتهى المطلب : ج ٤ ص ٣٧٧ .[١٢] . روضة المتّقين : ج ٢ ص ٢٤٥ .[١٣] . حديقة المتّقين (مخطوط) : ص ١٧ .[١٤] . لوامع صاحبقرانى : ج ١ ص ١٨٢ .[١٥] . بحار الأنوار : ج ٨٤ ص ١١١ .[١٦] . الأنوار النعمانيّة : ج ١ ص ١٦٩ .[١٧] . الحدائق الناضرة : ج ٧ ص ٤٠٣ .[١٨] . ذخيرة المعاد : ج ٢ ص ٢٥٤ .[١٩] . الزهران الزوية فى الروضة البهيّة (مخطوط) .[٢٠] . قاسم بن معاويه روايت كرد كه : به امام صادق عليه السلام گفتم : اينها در حديث معراج روايت مى كنند كه چون پيامبر خدا به معراج برده شد ، بر عرش ديد ... و چون خداوند عز و جل ماه را آفريد ، بر آن نوشت : «لا إله إلاّ اللّه ، محمّد رسول اللّه ، علىّ أمير المؤمنين» و اينها همان لكّه هاى سياهى هستند كه شما در ماه مى بينيد . پس هر گاه يكى از شما مى گويد : «لا إله إلاّ اللّه ، محمّد رسول اللّه » ، بايد بگويد : «علىٌّ امير المؤمنين» (الاحتجاج : ج ١ ص ٣٦٥ ح ٦٢) .[٢١] . ر . ك : كلمات الأعلام حول جواز الشهادة ... : ص٣٨٤ـ٤١٧ .