فرهنگ نامه اذان

فرهنگ نامه اذان - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ١٥

٣.امام على عليه السلام : چون آموختن اذان به پيامبر خدا آغاز گرديد ، جبرئيل عليه السلامبُراق [١] را آورد . بُراق در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله چموشى كرد . جبرئيل عليه السلام به او گفت : «آرام بگير ، اى براق ؛ زيرا [تاكنون] كسى بر تو سوار نشده كه نزد خداوند ، گرامى تر از ايشان باشد» . پس بُراق ، آرام گرفت. پيامبر خدا فرمود : «بر بُراق نشستم تا به حجابى رسيدم كه خداى رحمان ، پروردگار ما عز و جل ، در پس آن بود. [٢] در اين هنگام ، فرشته اى از پس حجاب در آمد و گفت : اللّه أكبر ، اللّه أكبر . گفتم : اى جبرئيل! اين فرشته ارجمند كيست؟ جبرئيل عليه السلامگفت : سوگند به آن كه تو را به نبوّتْ مفتخر ساخت ، تا پيش از اين لحظه اين فرشته را نديده بودم! فرشته گفت : اللّه أكبر ، اللّه أكبر . از پس حجاب ، ندا آمد : بنده ام راست مى گويد . من بزرگ ترم ، من بزرگ ترم» . پيامبر خدا فرمود : «آن فرشته گفت : أشهد أن لا إله إلاّ اللّه ، أشهد أن لا إله إلاّ اللّه . از پس حجاب ، ندا آمد : بنده ام راست مى گويد . اللّه ، منم و معبودى [راستين] ، جز من نيست» .


[١] . بُراق ، حيوانى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله با آن به معراج رفت و كوچك تر از قاطر و بزرگ تر از الاغ بود (مجمع البحرين : ماده «برق») .[٢] . اشاره به موقعيتى ويژه از قرب الهى است ، و گرنه خداوند متعال مكان ندارد و بيرون از مكان و زمان است .