فرهنگ نامه اذان

فرهنگ نامه اذان - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ١٠٨

٢٠٦.امام صادق عليه السلام : شنيديد ، از خوردن و آشاميدن ، دست بكشيد ؛ چرا كه وارد صبح شده ايد» . [١]

٢٠٧.امام صادق عليه السلام : ابن اُمّ مكتوم ، اذان صبح را گفت . مردى بر پيامبر خدا گذشت و ايشان مشغول خوردن سَحَرى بود و او را تعارف به خوردن نمود . گفت : اى پيامبر خدا! مؤذّن ، اذان فجر را گفت! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اين ، ابن اُمّ مكتوم است و او شب هنگام ، اذان مى گويد . هر گاه بلال اذان گفت ، خوددارى كن» . [٢]

ج ـ پيامبر ، سه مؤذّن داشته است

٢٠٨.الطبقات الكبرى ـ به نقل از عامر ـ : پيامبر خدا ، سه مؤذّن داشت : بلال ، ابو محذوره و عمرو بن اُمّ مكتوم . در غياب بلال ، ابو محذوره اذان مى گفت و در غياب ابو محذوره ، عمرو بن اُمّ مكتوم . [٣]

٢٠٩.اُسد الغابة ـ به نقل از ابو عمر ـ : ابو محذوره ، مؤذّنِ پيامبر خدا بود . [روزى ]پيامبر خدا شنيد كه او تقليد اذان مى كند و از صداى او خوشش آمد . دستور داد كه او را به مسجد بياورند ، و او همان روز ، اسلام آورد . پيامبر صلى الله عليه و آله در بازگشت از حُنَين ، به او فرمود كه در مكّه اذان بگويد و از آن پس ، پيوسته در مكّه اذان مى گفت . مؤذّنِ ديگر پيامبر صلى الله عليه و آله ، ابن مُحَيريز بود كه پسر عموى ايشان است .


[١] . الكافى : ج ٤ ص ٩٨ ح ٣ ، تهذيب الأحكام: ج ٤ ص ١٨٤ ح ٥١٣ ، بحار الأنوار: ج ٢٢ ص ٢٦٥ ح ٧ .[٢] . الكافى : ج ٤ ص ٩٨ ح ١ ، بحار الأنوار: ج ٨٣ ص ١٣٢ ح ٩٨ .[٣] . الطبقات الكبرى : ج ٣ ص ٢٣٤ ، السنن الكبرى : ج ١ ص ٦٣٠ ح ٢٠١٦ .