فرهنگ نامه آرزو - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧
٥٥.أعلام الدين ـ به نقل از طاووس يمانى ـ: در نيمه هاى شب ، مردى را ديدم كه به پرده كعبه چنگ زده است و مى گويد: { «الا ، اى آن كه در هر نيازى بدو آرزو مى بندند!/ از رنج هايم به تو شِكوه مى كنم . شِكوه ام را بشنو . } { الا ، اى اميد من! تويى گسارنده اندوه من/ پس گناهانم، همه را ببخشاى و حاجتم را برآور . } { آيا در آتشم مى سوزانى ، اى فرجامينِ آرزوها؟/ پس اميدم به تو چه مى شود، بيمم كجاست؟»! } دقّت كردم . ديدم على بن حسين عليهماالسلام است.
٥٦.امام صادق عليه السلام ـ در دعاى ماه رجب ـ: اى كسى كه براى هر خيرى چشم اميد به او دارم و هنگام هر لغزشى ، از خشم او در امانم!
٢ / ٩
بايسته آرزو هنگام قطع شدن آرزوها
٥٧.امام زين العابدين عليه السلام ـ در يكى از مناجات هايش ـ: معبود من! از هر كه درخواست نمودم ، مرا از عطايش محروم ساخت و از هركس هر آرزوى ممكنى داشتم ، از من دريغ كرد و هركس كه براى خواهشى به او اميد بستم يا براى ترس و بيمى نزدش رفتم ، خلافِ انتظارم را از او ديدم و شك من در اين باره [كه به مخلوق، اميد نشايد بست] به يقين و گمان ، به شناخت [قطعى] و اميد به يأس تبديل شد و آن گاه كه آرزوها بر آورده نگشتند و همه رشته ها بُريده شد، ضرورت، مرا به سوى تو كشاند و يقين كردم كه تلاش من، به جايى نمى رسد و كوششم به نتيجه نمى رسد ، مگر با كمك تو و هر كس خير را بخواهد ، نمى تواند مرا به آن خير و خوبى برساند ، مگر با اجازه تو.