احكام بيماران، پزشكان و پرستاران - قاسميان، حسن - الصفحة ٧
پيشگفتار
در ارزش و شرافت پزشكى همين بسكه:
١- يكى از اسماء خداوند، طبيب است.
٢- يكى از اسماء او شافى است.
٣- حضرت ابراهيم در معرفى خداوند مىفرمود: (وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ) (شعراء/ ٨٠)
٤- على ٧ در وصف رسول اللّه ٦ مىفرمايد: طبيب دوّار بطبه قد احكم مراهمه و احمى مواسمه (نهج البلاغه، خطبه ١٠٧) پيامبر پزشكى بود سيار (در پى بيماران و معالجه آنها گردش مىكرد هم دارو و مرهم داشت و هم تيغ جراحى و وسيله داغ كردن).
٥- على ٧ در مورد خودش نيز تعبير به طبيب دارد. (نهج البلاغه، خطبه ١٢١)
٦- علم پزشكى را در رديف علم دين ذكر كردهاند و فرمودهاند: العلم علمان علم الاديان و علم الابدان.
٧- خداوند در قرآن در مورد شفا دادن و زنده كردن يك انسان مىفرمايد:
(مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً)
كسى كه انسانى را زنده كند گويا همه مردم را زنده كرده است.
اين نوع تشبيه و تشريف پزشكان، در عين حال مسئوليت سنگين آنها را گوشزد مىنمايد كه: طبيب با نيت خدمتگزارى به سراغ بيماران خود برود؛ چه با نيّتى جز اين، كار او بىارزش و گاهى ضد ارزش و گاهى خيانتى بزرگ مىشود. اين نيت خالص خدمتگزارى نيز وقتى حاصل مىشود كه ريشه در عمق بينش، عقيده و انديشه او داشته باشد و بزرگترين حقيقت و واقعيت جهان هستى يعنى خداوند را بشناسد و با او رابطه داشته باشد، در اين صورت است كه: