احكام بيماران، پزشكان و پرستاران - قاسميان، حسن - الصفحة ٤١ - ٤- ٢- احكام روزه
در اين صورت نيز روزهاش صحيح نيست و جايز بلكه واجب است بر او كه افطار كند. [١]
امّا صرف ضعف و سستى، هر چند كه ضعف مفرط باشد، مجوّز افطار نيست، مگر به حدّى برسد كه عادتاً قابل تحمل نيست كه در اين صورت جايز است افطار نمايد. [٢]
اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد قضاى روزههايى را كه نگرفته بر او واجب نيست، و بايد براى هر روز يك مد طعام كه تقريباً ده سير [٧٥٠ گِرم] است از گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد، ولى اگر به واسطه عذر ديگر مثلًا براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند، روزههايى را كه نگرفته با يد قضا كند و احتياط مستحب آن است كه براى هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد. [٣]
اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگيرد بايد روزههايى را كه نگرفته قضا نمايد و نيز اگر در ماه رمضان، غير مرض عذر ديگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد، روزههايى را كه نگرفته بايد قضا كند. [٤]
[١]- تحرير الوسيله، ج ١، ص ٢٦٧.
[٢]- همان، ص ٢٦٨.
[٣]- توضيح المسائل، مسأله ١٧٠٣.
[٤]- همان، مسأله ١٧٠٤.