آينده جهان از ديدگاه اديان - مظفری، آیت - الصفحة ٢٨
پرسش اين است كه آيا نظام ليبرال دموكراسى مىتواند به اين نياز پاسخ بگويد؟! به نظر ما پاسخ منفى است. ليبرال دموكراسى با مشى سرمايهدارى اساساً بر ظلم و نابرابرى بنا شده است، پس چگونه مىتواند به عدالتخواهى بشر پاسخ بگويد؟ فاقد شىء، معطى ش
آينده جهان از ديدگاه اديان ٣٤ ١. زرتشت ..... ص : ٣٣
ىء نمىشود.
مىتوان گفت كه نظر فوكوياما بيش از آنكه يك نظريه علمى باشد، از علايق و منافع او سرچشمه گرفته است. او و همفكرانش به دليل منافعى كه در نظام ليبرال دموكراسى آمريكا دارند، تلاش مىكنند آن را «هدف نهايى همه جوامع» معرفى و براى آن تئورىسازى نمايند.
ماركس (١٨١٨- ١٨٨٣ م)
كارل ماركس) KarlMarx (آلمانى، بنيانگذار ماركسيسم، شاگرد هگل بود و بر اساس منطق او نظريه اجتماعى خود را با عنوان ماترياليسم ديالك تيك طرح كرد. ماركس همچون هگل به تكامل تاريخ اعتقاد داشت، با اين تفاوت كه جامعه پايان تاريخ او، يك جامعه كمونيستى بود و نه دولت ليبرال. بنابراين آينده جهان از ديدگاه او و طرفدارانش از آن، كمونيزم است.
بدون اينكه قصد نقد و بررسى تفصيلى ديدگاه ماركس را داشته باشيم، يادآور مىشويم كه ماركسيسم آينده را تنها در بعد مادى مىبيند. نظريه ماركس پس از تبديل شدن به مكتب و در مرحله عمل بهويژه در اتحاد جماهير شوروى به شكست انجاميد. پيشگويىهاى ماركس در مورد رسيدن جوامع اروپايى به دوره كمونيزم نيز قبلًا نادرست از آب درآمده بود.
ماركسيسم در شوروى با ايجاد يك نظام دولتسالار، كنترل همه جانبه حزب كمونيست را بر جامعه به حداكثر رساند و در همه امور و حوزههاى شخصى، اجتماعى، حقيقى و حقوقى تلاش كرد تا نظريه پايان تاريخ خود را تجربه كند. آنان در نهايت نتيجهاى جز شكست و فروپاشى به دست نياوردند. «١»