آينده جهان از ديدگاه اديان - مظفری، آیت - الصفحة ٢٤
نقد نظر فوكوياما
واقعيت اين است كه فرضيه فوكوياما بيش از آنكه بر استدلال علمى بنا شده باشد، متأثر از جوّ احساسى ناشى از شكست شوروى است. پرسش اين است: فوكوياما در مقابل موفقيتهاى بزرگ و خيزش اقتصادى سياسى چين چه پاسخى دارد؟
به باور بسيارى از كارشناسان توسعه، نظام سرمايهدارى جهانى شرايط را به خصوص در زمينه تجارت جهانى به گونهاى رقم زده است تا كشورهاى در حال توسعه چارهاى جز پيوستن به فرايند مورد نظر آنها نداشته باشند. از سوى ديگر گسترش بازار آزاد، فرايند نوسازى اقتصادى و پيوستن اجبارى ملتهاى بيرون از نظام سرمايهدارى به آن، همان پىآمدها را در سطح جهانى باعث شده است، كه چند نمونه به شرح زير بيان مىشود:
١- در عرض ٣٠ سال از ١٩٥٠ تا ١٩٨٠ فاصله كشورهاى شمال و كشورهاى جنوب از ١٣٠ به ١١٥٠ رسيده است و اين در حالى است كه سياستمداران، رسانههاى جمعى و شيفتگان ليبرال دموكراسى از آن به عنوان دوره توسعه ياد مىكنند. «١»
٢- تنها ده نفر از ثروتمندترين افراد جهان ١٣٣ ميليارد دلار در اختيار دارند كه ٥/ ١ برابر كل درآمد تمامى كشورهاى در حال توسعه [مانند ايران، مصر، پاكستان] است. اين نابرابرى در كشورهاى ايدهآل ليبرال دموكراسى نيز بسيار عظيم است. در سال ١٩٩١ تنها ٥ درصد مردم آمريكا حدود ٩٠ درصد ثروت ملى را در اختيار داشتند، در فرانسه ٦ درصد مردم ٥٠% ثروت ملى را و بقيه مردم نيز پنجاه درصد. «٢»
٣- هر سال ٣٠ ميليون نفر از گرسنگى مىميرند و ٨٠٠ ميليون نفر دچار سوء تغذيه مزمن هستند. اين آمار در گزارش ١٩٩٠ يونيسف به ٤٥ ميليون نفر در كشورهاى جنوب مىرسد كه ٥/ ١٣ ميليون نفر آن را كودكان تشكيل مىدهند. به تعبير روژه گارودى، اين بدان معناست كه نظام ليبرال دموكراسى آمريكايى در هر دو روز يك هيروشيماى جديد به وجود مىآورد. «٣»