آينده جهان از ديدگاه اديان

آينده جهان از ديدگاه اديان - مظفری، آیت - الصفحة ١٣

مقدمه‌ فرجام تاريخ راز سر به مهرى است كه بسيارى خواهان رمزگشايى از آن‌اند؛ امّا تنها دانايانِ به غيب از آن مطّلع‌اند. براى ما انسان‌هاى عادى، به دليل محدوديت‌هاى فراوانى كه از نظر عقل، بينش، حواس و تجربه داريم، سخن گفتن از آينده بسيار مشكل است. البته مى‌توان درباره جهان فردا خيالبافى كرد، حدس و گمان‌هايى زد و با توجه به قراين و شواهد براى آتيه نزديك، حقايقى برشمرد، ولى ترسيم و تصوير دقيق آينده جهان در حدّ محال است. پيش‌گويى در باره «آينده» جز از فراز رفيع‌ترين قله معرفت ممكن نيست. از اين جايگاه بلند است كه هم «گذشته» را مى‌توان ديد و هم «آينده» را. فتح اين قله نيز براى انسان‌هاى عادى مقدور نيست. هر چند برخى از فيلسوفان تاريخ و جامعه‌شناسان به بيان فرا روايتى از تاريخ پرداخته و با فرضيه‌هاى خود، چند صباحى هياهوى به راه‌انداخته‌اند، اما ديرى نپاييده است كه خود و نظرياتشان افول كرده، پيروان خود را نااميد كرده‌اند. داعيه‌داران تفسير كلان تاريخ- كه وعده جهان گسترى مكتبشان را مى‌دادند- در اوج قدرت، هر آنچه در توان داشتند به كار بستند تا فرضيه‌هاى خود را بر جهانيان تحميل كنند ولى جز شكست تجربه نكردند. مدعيان بريده از عالم وحيانى، وعده‌هاى كلانى براى فرداى بشريت دادند و خواستند تا آينده جهان را از آن خود معرفى كنند، امّا دست غيب آمد و بر سينه نامحرم زد.