آينده جهان از ديدگاه اديان - مظفری، آیت - الصفحة ١٥
درس اول: تئوريهاى تحول تاريخ
متغير بودن جوامع، يك امر مسلم در تاريخ بشر است؛ دگرگونى به شكل آهسته، با وقفه و يا سريع، حقيقتى است كه با آن روبرو هستيم. تحوّل در شيوه زندگى فردى، خانوادگى، اجتماعى، تحول در اديان و مذاهب، تحول در اقتصاد و سياست و فرهنگ، تحول در مفاهيم و معانى و مانند آن، نمونههايى هستند كه به راحتى قابل تشخيصاند.
امّا آيا تحول جوامع بشرى بىپايان و بدون قانون است؟ يا اينكه تطورات تاريخى قانونمند و داراى فرجامى مشخص است و بشر روزى به مهمترين آرمانهاى خود همچون رفاه، عدالت، صلح، آزادى و برادرى خواهد رسيد؟
فلاسفه و جامعهشناسان از جمله كسانى هستند كه به بررسىِ پويش تحول جوامع علاقهمند و درصدد كشف قوانين عام و فلسفه تاريخ هستند.
بسيارى از اين متفكران معتقدند كه قوانين و سنتهايى بر جامعه و تاريخ حكمفرماست و تحول جوامع، بى فرجام، تاريك و مبهم نيست. آنان بر اين عقيدهاند كه در پايان تاريخ، بشر بهترين زندگى، نظام سياسى و عالىترين شكل حكومت را تجربه خواهد كرد و به بنيادىترين آرمانهاى خود مىرسد.
بر اساس مطالعات اكتشافى انجام گرفته، سه دسته تئورى از سوى فيلسوفان و جامعهشناسان در اين زمينه ارائه شده است، كه در ادامه مطلب، به اختصار معرفى مىگردند:
الف: تئوريهاى خطى و تكاملى
بر اساس تئوريهاى خطى و تكاملى، جامعه و تاريخ همواره به سوى تكامل در حركت است و هر چه زمان بگذرد، جامعه انسانى به سعادت خويش نزديكتر شده، در نهايت