فراز و نشيبهاى دوران رسالت

فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ٩٩

«وَ ما ارْسَلْناكَ الَّا مُبَشِّراً وَ نَذيراً» «١» و ما تو را نفرستاديم مگر مژده دهنده و ترساننده‌ تبليغ درازمدت‌ رسول گرامى اسلام مدت سيزده سال از عمر مباركش را در راه تبليغ سپرى كرد. اين مدت از نصف دوره رسالتش هم بيشتر بود. در اين مدت انواع آزارها و شكنجه‌ها را تحمل كرد. از هر راه ممكن تلاش كرد تا سخن حق را به گوش مردم برساند. او جاى هيچ عذر و بهانه‌اى براى مردم باقى نگذاشت. در مكه كسى نبود كه بتواند ادعا كند، سخن پيامبر (ص) به او نرسيده است.
با اين حال دشمنان، سرسختى نشان دادند، ناسزا گفتند، تهمت زدند، محاصره اقتصادى و اجتماعى كردند، يارانش را شكنجه دادند، عده‌اى را هم به شهادت رسانيدند و سرانجام تصميم به كشتن حضرتش گرفتند. او در حالى خانه و كاشانه و شهر مورد علاقه‌اش را ترك كرد كه تروريستها بر گرد خانه‌اش جمع بودند تا در يك تهاجم دسته‌جمعى او را بكشند.
وقتى نيز به مدينه آمد، بناى كار را بر پرهيز از خشونت گذاشت. با شيوه جدال نيكو كه مورد تأكيد قرآن كريم است با يهوديان به بحث و مناظره پرداخت، ولى اين بار با دشمنانى سرسخت‌تر روبه‌رو شد. كافران مكّه به اين مقدار كه پيامبر خدا (ص) به بتها بد نگويد و بر نادانى پيشينيانشان تأكيد نكند، خشنود بودند؛ اما يهوديان خود را صاحب كتاب دانسته، دين خود را برتر از اسلام مى‌پنداشتند و دانسته و ندانسته از پذيرش اسلام، سر باز مى‌زدند.
معلوم است كه در چنين شرايطى، و با وجود توطئه‌هاى براندازى از سوى يهوديان چاره در جنگ منحصر مى‌شود. از اين پس بود كه خد فراز و نشيب‌هاى دوران رسالت ١٠٥ درس دهم: جنگ بدر، برهم زننده موازنه قدرت ايمان و كفر اوند به مسلمانان اجازه جهاد داد و به آن حضرت فرمان داد تا با كافران و منافقان به نبرد بپردازد و بر آنان سخت بگيرد. رسول‌