فراز و نشيبهاى دوران رسالت

فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٣٢

بود. چند قبيله يهودى در مدينه سكونت داشتند كه مهمترين آنها بنى‌نضير، بنى‌قريظه و بنى‌قينقاع بودند. پيش از آمدن دو قبيله عرب اوس و خزرج، سرورى مدينه از آن يهود بود. ولى پس از آن در اقليّت قرار گرفتند و رياستشان از ميان رفت. «١» پس از مدتى بين قبايل اوس و خزرج اختلاف افتاد و جنگهاى چندى درگرفت در آخرين جنگى كه ميان اوس و خزرج رخ داد، يهوديان بنى‌قريظه و بنى‌نضير عليه خزرج وارد كارزار شدند و جنگ به نفع اوس پايان يافت واز اين راه غنايم زيادى به دست يهوديان افتاد. شواهدى مانند اين نشان مى‌دهد كه يهوديان حسابگرانه عمل كرده و در جنگها از قبيله‌اى جانبدارى مى‌كردند كه احتمال پيروزى‌اش بيشتر بود. اين نزاع و مجادله ميان طرفهاى رقيب ادامه داشت تا آنكه اسلام ظهور كرد.
يهود و اسلام‌ يهوديان ساكن مدينه در شناساندن پيامبراسلام (ص) به اعراب مدينه نقش زيادى داشتند و مصداق ضرب المثلِ «عدو شود سبب خيراگر خدا خواهد» بودند. از آنجا كه يهوديان بشارت آمدن پيامبرى را در تورات مى‌ديدند، مى‌پنداشتند كه آن پيامبر از ميان بنى‌اسرائيل و از يهود خواهد بود. از اين رو، هميشه در منازعه با اعراب يادآور مى‌شدند كه بزودى پيامبرى خواهد آمد و ما با كمك او بر شما پيروز خواهيم شد. اعراب كه براثر اين تبليغات در حالت انفعالى قرار داشتند و از اختلافات داخلى نيز به ستوه آمده بودند؛ وقتى به مكّه آمده، سخنان پيامبراسلام (ص) را شنيدند، يقين كردند كه اين همان پيامبرى است كه يهوديان از آن سخن مى‌گويند.
به اين ترتيب، يهوديان بى‌آنكه بخواهند، پيامبر اسلام (ص) رابه اعراب ساكن مدينه معرفى كردند، امّا زمانى كه رسول خدا (ص) اسلام را برخودشان عرضه كرد، به بهانه‌هاى واهى از پذيرش آن سرباز زدند و پرچم مخالفت برداشتند. آنان عليه اسلام تبليغات كردند، توطئه چيدند و جنگ برپا كردند، اما سرانجام خود از پاى درآمدند.