فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٤٥
حضور در مكّه چنين رفتار مىكرد، امّا رسول گرامى اسلام كه رسالتى جهانى داشت، خود در حدود شهرهاى مكه و مدينه تبليغ مىكرد، ليكن به جاهاى دوردست نامه مىفرستاد. آن حضرت خود به قصد تبليغ به جاهاى دور نمىرفت. شايد مصلحت اين كار، حفظ حكومت مركزى بود. اين در حالى است كه پس از استقرار حكومت، آن حضرت به جاهاى دور لشكر كشيده است. «١» در آن روزگار چنين معمول بود كه اگر كسى مىخواست به زمامدارانى مثل پادشاه ايران نامه بنويسد، بايد در آغاز نامه ابتدا نام وى را با احترام ذكر كند و بعد نام خودش را بياورد، اما پيامبر گرامى اسلام ازاين رسم پيروى نكرد. وى پس از ياد خدا ابتدا نام خودش را ذكر كرد و بعد نام پادشاه را، بدون آنكه از القاب دروغين چيزى برآن بيفزايد. لحن گفتار رسول خدا (ص) نيز دراين نامهها آمرانه است و اثرى از فروتنى و افتادگى در آنها ديده نمىشود.
براى نمونه به نامهاى كه رسول خدا (ص) به خسرو پرويز، شاه ايران، نوشت توجه كنيد.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ. مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ الى كَسْرى عَظيمِ فارْسٍ. سَلامٌ عَلَى مَنِ اْتَّبَعَ الهُدى وَ آمَنَ باللّهِ وَ رَسُولِه، وَ شَهِدَ انْ لا الهَ الّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَانَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، ادْعُوكَ بِدِعايَةِ اللَّهِ. فَانى رَسُولُ اللَّهِ الَى النَّاسِ كَافَّةً لِانْذِرَ مَنْ كانَ حَيَّاً وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى اْلكافِرينَ، اسْلِم تَسْلِمْ. فَانْ ابَيْتَ فَعَلَيْكَ اثْمُ اْلَمجُوسِ» «٢» به نام خداوند بخشنده مهربان از محمد رسول خدا (ص) به خسرو پادشاه فارس.
سلام بر هركس كه از هدايت پيروى كند و به خدا و رسولش بگرود و گواهى دهد كه خدايى جز خداى يكتا نيست كه شريكى ندارد و محمّد بنده و فرستاده اوست. من تو را به دعوت الهى فرا مىخوانم كه به تحقيق من رسول خدا براى همه مردم هستم تا هر كه را زنده است بيم دهم و سخن حق بر كافران محقق شود. مسلمان شو تا بسلامت مانى و اگر سرپيچى كنى گناه مجوس برگردن تو خواهد بود.
نامههاى رسول خدا (ص) به زمامداران ساير كشورها نيز داراى همين سبك است.