فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ٥٠
اگر رسول خدا (ص) با هر يك از قبايل عرب سر جنگ مىداشت، قبيله قريش با تمام نيرو از آن حضرت پشتيبانى مىكرد. در چنين جنگى حتى ابوالهب هم شركت مىجست، ولى زمانى كه پيامبر اسلام رسالت خود را اعلام كرد، نخستين كسانى كه با او به دشمنى برخاستند بعضى از خويشاوندان خود آن حضرت بودند. تنها اندكى از نزديكان ايشان مثل ابوطالب به دفاع و حمايت از حضرتش پرداختند. جز تعداد اندكى از خويشاوندان رسول خدا (ص) ديگران تا واپسين روزهاى فتح مكه در شمار مخالفان آن حضرت بودند.
اگر خويشاوندان پيامبر (ص) از همن آغاز، دعوت ايشان را مىپذيرفتند، به يقين پيشرفت اسلام با سرعت بيشترى انجام مىشد. و كارى را كه آن حضرت با يارى مردم مدينه انجام داد به پشتوانه قريش مىكرد، اما مخالفت قريش پيشرفت كار را كند ساخت و پيروزى اسلام را به عقب انداخت.
با اين وجود، رسول خدا (ص) به خود بيم راه نداد و در راستاى ابلاغ رسالت پروردگارش كوشيد. آن حضرت برنامه تبليغىاش را چنان كه دستور خداوند بود، به انجام رسانيد. درست است كه پشتيبانى قريش براى پيامبر (ص) مفيد بود، ولى مخالفت آنها هم در اراده خدايى حضرتش تأثيرى نگذاشت و بىواهمه مردم را به سوى توحيد فراخواند.
قرآن كريم در وصف همه پيامبران چنين فرموده است:
«الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيباً» «١» كسانى كه پيامهاى خدا را مىرسانند و از او مىترسند و از هيچ كس جز او نمىترسند و خدا براى حساب كارها كافى است.
اين روحيه خداترسى و به هيچ گرفتن تهديدها و آزارهاى قريش در ياران رسول