فراز و نشيبهاى دوران رسالت

فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ٥٨

خدا (ص) سنگ بزنند و آن حضرت در فراز و نشيب‌هاى دوران رسالت ٦٣ تكرار تاريخ ص : ٦١ حالى از ميانشان رفت كه خون از پاهاى مباركش جارى بود «١» اين سفر رسول خدا (ص) نتايج مطلوبى به بار نياورد. شايد علت اين بود كه مردم طائف با مشركان مكه روابط سياسى و اقتصادى نزديك داشتند و حاضر نشدند پيامبر خدا (ص) را كه عليه سلطه آنان فعاليت مى‌كرد، بپذيرند.
يثرب و مردم آن‌ شهر يثرب مسكن دو قبيله عرب «اوس» و «خزرج» و يهوديان بود. اينان هر كدام از سرزمينى به اين شهر كوچ كرده بودند. «اوس» و «خزرج» از عربستان جنوبى و يهوديان از سرزمين شام. بنابراين، از همان آغاز بر سر رياست و مالكيّت يثرب ميان ساكنانش نزاع افتاد. يهوديان در آغاز در صف مخالف عربها بوده و دشمن مشترك آنان به شمار مى‌رفتند. اما اينان دسيسه كردند و دو قبيله «اوس» و «خزرج» را رو در روى هم قرار دادند.
رسول خدا (ص) با عربهاى يثرب خويشاوند بود «٢». با توجه به اهميّت رابطه خويشاوندى در نزد عرب، آن حضرت مى‌توانست به مردم يثرب اعتماد كند و از حمايت آنان برخوردار شود «٣».
يهوديان مدينه كه داراى اطلاعات مذهبى بودند، در تورات خوانده بودند كه پيامبرى ظهور خواهد كرد. اينان هميشه به عربها مى‌گفتند: ما به كمك آن پيامبر بر شما برترى خواهيم يافت. اين امر، عربهاى ساكن يثرب را كه از جنگهاى بى‌ثمر به ستوه آمده بودند، حسّاس و كنجكاو كرد «٤».
عربهاى يثرب با مكّه رابطه دينى و نژادى داشتند و همه ساله در موسم حج به زيارت كعبه مى‌آمدند و در نتيجه از اخبار آن شهر با خبر مى‌شدند.