فراز و نشيبهاى دوران رسالت

فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٠٣

خلاصه درس‌ باطل در طول حيات خود، همواره با حق سر ستيز داشته و در برابر منطق آن خاضع نگشته است. پيامبران الهى، اين مناديان و مبلغان حق، ناچار براى از ميان برداشتن باطل به عنوان مانع گسترش حق به جنگ متوسل مى‌شدند.
اسلام اساس كار را بر صلح نهاده است و تا زمانى كه بتواند مردم را با روشهاى منطقى به سوى خداوند دعوت كند به زور متوسل نمى‌شود.
اسلام با كسانى كه عقيده مخالف دارند اما سر ستيز ندارند، مقابله نمى‌كند.
پيامبر اسلام، پيامبر رحمت بود نه پيامبر خشونت كه خود نشانه‌اى از صلح جويى اسلام است.
رسول خدا (ص) مدت سيزده سال مردم مكه را به اسلام دعوت كرد و جز اندكى ايمان نياوردند.
از جمله انگيزه‌هاى جهاد مسلمانان دفاع از حريم جامعه اسلامى بود.
مردم مكه قبل از هجرت مسلمانان به مدينه نسبت به آنها ستمهاى فراوانى كردند و هنوز هم عده‌اى از مسلمانان در مكه تحت ستم بودند كه خداوند براى تلافى اين ستمها به مسلمانان اجازه پيكار داد.
مشركان مردمانى فتنه‌گر بودند به اين معنا كه با اعمال زور قصد بازگردانيدن مسلمانان از اسلام به كفر را داشتند. از اين رو بايد از سوى پيامبر (ص) مورد تهاجم نظامى واقع مى‌گرديدند.
پرسش‌ ١- جنگ در زندگى بشر چه جايگاهى دارد؟
٢- آيا اسلام خواستار جنگ است يا صلح؟
٣- در چه صورت، اسلام جنگ را روا مى‌داند؟
٤- دوران تبليغ پيامبر (ص) را چگونه ارزيابى مى‌كنيد؟
٥- چرا خداوند به مسلمانان اجازه داد كه عليه مشركان نبرد كنند؟