فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٦٧
نقل شده است، رسول خدا (ص) همان گونه كه جانشين كوتاه مدت خود را در سفرهاى جنگى تعيين مىكرد، جانشين، و بنابر اعتقاد شيعيان جانشينان هميشگى پس از خود را نيز تعيين كرده است. آن حضرت در مناسبتهاى گوناگون به حضرتعلى (ع) به عنوان جانشين پس از خود اشاره مىكرد؛ و در واقعه غدير خم كه اينك نقل مىشود، براى وى از مردم بيعت نيز گرفت.
رسول خدا (ص) در سال دهم هجرت، براى اداى مراسم حج عازم مكّه شد. تعداد زيادى از مسلمانان نيز با آن حضرت همراه شدند. مراسم پايان يافت و رسول خدا (ص) به سوى مدينه حركت كرد. وقتى كاروان به محلى به نام غدير خم رسيد، فرشته وحى نازل شد و با آيه زير پيام خداوند را مبنى برانجام يك رسالت مهم به آن حضرت رسانيد.
«يا ايُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ الَيْكَ مِنْ رَّبِكَ وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ انَّ اللَّهَ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الْكافِرينَ» «١» اى پيامبر! آنچه از خدايت بر تو نازل شد به خلق برسان كه اگر چنين نكنى پيامش را نرساندهاى وخداوند تو را از مردمنگهمىدارد، همانا خداوند گروهكافران را هدايتنمىكند.
با رسيدن اين پيام از جانب خداوند، رسول خدا (ص) فرمان ايستادن و جمع شدن كاروانيان را صادر كرد. آن حضرت در آغاز خطبهاى خواند و از مردم اقرار گرفت كه در راه هدايت و راهنمايى آنان از هيچ تلاشى دريغ نكرده، آنچه مايه سعادت دنيا و آخرت آنان بوده، بيان كرده است. آنگاه، در حالى كه جمعيت در اطرافش حلقه زده بود، دست حضرت على (ع) را بلند كرد و فرمود:
«هر كس كه من مولاى او هستم، على نيز مولاى اوست. خداوندا! كسانى كه على را دوست دارند دوست بدار و كسانى را كه او را دشمن مىدارند دشمن بدار.» «٢» وقتى سخن رسولخدا (ص) به پايان رسيد، دستور داد، بزرگان صحابه آمدند و به حضرت على (ع) تبريك گفتند و مراسم بيعت انجام شد. به اين ترتيب، رسول خدا (ص) آخرين پيام مهم خداوند را به مردم رساند و تكليف آينده را روشن ساخت.