فراز و نشيبهاى دوران رسالت

فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٦٠

اين گروه از منافقان در مدت جنگ حرفهاى نادرست بسيارى زدند و كارهاى ناشايست چندى انجام دادند كه از همه مهمتر نقشه قتل رسول خدا (ص) بود. تعدادى از آنان در مسير راه در پرتگاهى كمين كردند و قصد داشتند كه با رم دادن شتر آن حضرت، وى را به قتل برسانند، ليكن رسول خدا (ص) از توطئه آنان با خبر شد و يكى از ياران خويش را فرستاد تا آنان را از مسير راه دور كند. آنان دزدانه با استفاده از تاريكى شب به سپاه‌اسلام ملحق شدند تا كسى آنان را نشناسد. «١» مسجد ضرار منافقان پايگاه توطئه‌اى ساختند و به دروغ نام مسجد بر آن نهادند. زمانى كه رسول خدا (ص) عازم تبوك بود، خدمت وى آمده گفتند: مسجدى ساخته‌ايم كه در شبهاى سرد زمستان در آن نماز بگزاريم. شما نيز بياييد. آنجا نماز بخوانيد. رسول خدا (ص) اين امر را به پس از جنگ موكول كرد.
هنگام بازگشت پيامبر (ص)، خداوند آيه‌اى نازل كرد و قصد اصلى منافقان را از ساختن مسجد برملا ساخت و به پيامبر (ص) دستور داد كه در آن نماز نخواند و آن را خراب كند. رسول خدا (ص) نيز بى‌درنگ چند تن از مسلمانان را فرستاد و به آنان دستور داد تا آن مسجد را خراب كرده، بسوزانند. «٢» اين گوشه‌اى از داستان منافقان بود، اما جريان نفاق با جلوه‌هايى گوناگون تا پايان عمر پيامبر (ص) ادامه داشت، بويژه در هنگام وفات آن حضرت بخوبى نمايان شد.
منافقان در انقلاب اسلامى‌ پديدة نفاق يك بار ديگر در انقلاب اسلامى پديدار شد. اما اين بار با چهره‌اى خشن و كاملًا نظامى. اينان با پوششى اسلامى و انقلابى و پذيرش ظاهرى رهبرى امام خمينى‌