فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٢١
درس فراز و نشيبهاى دوران رسالت ١٢٦ پيروزيهاى نظامى ص : ١٢٥ دوازدهم: نبرد احزاب، خروج از مرحله تدافعى به تهاجمى مشركان مكه با همدستى ديگر بت پرستان جزيرة العرب و به تحريك يهوديان با سپاهى به استعداد ده هزار نفر، براى برانداختن حكومت اسلامى راهى شهر مدينه شدند. «١» از آن سو، رسول خدا (ص) با كندن خندق، به پيشنهاد سلمان فارسى، در جاهاى آسيب پذير شهر آماده دفاع شد. تعدادى از منافقان كه از خبر آمدن مهاجمان به سوى مدينه به وحشت افتادند، اقدام به شايعه پراكنى و تضعيف روحيه مسلمانان كردند. «٢» به اين ترتيب، رسول خدا (ص) علاوه بر دفع تهاجم خارجى با توطئه گران داخلى نيز بايد مبارزه مىكرد.
مسلمانان، در شرايط بسيار دشوارى به سر مىبردند. آذوقه شان كم بود و براى تحمل يك محاصره طولانى بس نبود. نيرو و امكانات نظامى آنان نسبت به دشمن ناچيز و كندن خندق خسته شان كرده بود. براستى جنگيدن پس از يك دوره كار شبانه روزى بسيار دشوار مىنمود.
قرآن كريم درباره وضعيت مسلمانان چنين فرموده است:
«إِذْ جاؤُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إذْ زاغَتِ الأَبْصارُ وَ بَلَغتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنونا هُنالِكَ ابْتُلِىَ الْمُؤمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شدَيداً» «٣» آن گاه كه از فراز تان و از فرودتان (از همه سوى) به سراغتان آمدند و آن دم كه چشمها خيره گشت و قلبها به گلو رسيد و به خدا گمانها مىبرديد؛ آنجا بود كه مؤمنان آزموده شدند و تكان خوردند، تكانى سخت.