فراز و نشيبهاى دوران رسالت

فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٤٨

بياييد تا پاسخ شما را بدهم. آن حضرت در همان وقت از سوى خداوند خبريافت كه خسرو به دست پسرش «شيرويه» به قتل رسيده است. وقتى فرستادگان براى بار دوم نزد ايشان آمدند فرمود: پرورگارم پادشاه شما را در فلان تاريخ كشت. فرستادگان وقتى اين خبر را شنيدند، برآشفته، گفتند: مااين خبر را براى فرماندار يمن مى‌نويسيم. پيامبر (ص) فرمود: به او بنويسيد كه قدرت من سراسر «خف» و «حافر» را فراخواهد گرفت؛ اگر تو ايمان بياورى آنچه زير فرمان تواست خواهم گذاشت و تو را فرمانرواى قومت خواهم ساخت سپس آن دو نفر نزد فرماندار يمن آمدند و جريان را بازگو كردند. «١» فرماندار يمن پس از شنيدن اين خبر منتظر ماند تا خبر مرگ خسرو را دريافت كرد آن‌گاه كسى را فرستاد و اسلام خود و ايرانيان مقيم يمن رابه رسول خدا (ص) خبر داد «٢».
به اين ترتيب، نخستين نشانه‌هاى موفقيّت رسول خدا (ص) آشكار شد. هر چند خسرو پرويز خود ايمان نياورد، اما خبر اسلام درايران و يمن كه زير حمايتش بود پيچيد.
مقوقس‌ سرزمين مصر در روزگار رسول خدا (ص) زير فرمان حاكمى به نام مقوقس بود و مردمش دين مسيحى داشتند.
حضرت محمد (ص) به او نامه‌اى نوشت وبه اسلام دعوتش كرد. آن حضرت بويژه به او يادآور شد كه توحيد، اصل مشترك همه اديان آسمانى، مى‌تواند وسيله خوبى براى حسن تفاهم و همزيستى مسالمت‌آميز باشد. «٣» فرستاده رسول خدا (ص) به دربار مقوقس رفت و مورد استقبال قرار گرفت. او نامه پيامبر را گرفت و خواند. آن گاه با فرستاده پيامبر به گفتگو پرداخت. فرستاده، مقدارى از تاريخ مصر و ادعاهاى فرعون و پايان كارش را به مقوقس ياد آور شد و شمه‌اى از احوال رسول خدا (ص) راباز گفت. «٤»