فراز و نشيبهاى دوران رسالت

فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٦٣

درس شانزدهم: آخرين رسالت‌ اين موضوع كه پس از رسول خدا (ص) كسى بايد به جانشينى آن حضرت تعيين مى‌شد، مورد اتفاق همه فرقه‌هاى اسلامى است. بر پايه اين احساس ضرورت بود كه همزمان با درگذشت آن حضرت گروههاى گوناگون مسلمانان به فكر تعيين جانشين رسول خدا (ص) افتادند.
در اجتماعى كه در سقيفه بنى‌ساعده تشكيل شد، مدعيان جانشينى به گفتگو پرداخته و براى اثبات حقانيت خود دليل مى‌آوردند. اين در حالى بود كه حضرت على (ع) و هوادارانش در آن جمع حضور نداشتند و مشغول انجام مراسم كفن و دفن رسول خدا (ص) بودند.
ما در اين درس به بررسى اين موضوع از ديدگاه تاريخى مى‌پردازيم تا معلوم شود كه حق با كدام طرف بود؛ با كسانى كه در سقيفه گرد آمده بودند؟ يا با اميرمؤمنان على (ع) كه از آن جمع غايب بود؟ آيا رسول خدا (ص) خود به اين موضوع انديشيده، جانشين خود را تعيين كرده بود يا آنكه اين امر را به مردم واگذاشته بود؟
اهميّت جانشينى رسول خدا (ص)
موضوع جانشينى رسول خدا (ص) از دو جنبه حائز اهميّت است؛ يكى جنبه دينى و ديگرى جنبه سياسى.
آن حضرت در طول ٢٣ سال تلاش شبانه‌روزى همراه با دشواريهاى فراوان توانست اوضاع دينى شبه جزيزه عربستان را دگرگون كند، شرك و نمودهاى آن را از ميان بردارد و يكتاپرستى را جايگزين آن سازد، عادتها و رسمهاى جاهلى را از پيكره جامعه بزدايد و