فراز و نشيبهاى دوران رسالت

فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ٩٦

و اگر خدا (رخصت جنگ ندهد.) دفع شر بعضى از مردم را به بعض ديگر نكند، همانا صومعه‌ها و ديرها و كنشتها و مسجدهايى كه در آن ذكر خدا بسيار مى‌شود، همه خراب مى‌شود، و هر كه خدا را يارى كند البته خدا او را يارى خواهد كرد كه خدا را منتهاى قدرت و توانايى است.
آرى، همچنان كه جنگ براى زندگى مادى بشر يك ضرورت است؛ براى ادامه زندگى معنوى او نيز ضرورى و لازم است. البته اين سخن نه به اين معنى است كه پيامبران معنويت را در جامعه با جنگ رواج مى‌دهند، بلكه مراد اين است كه برخوردهاى خشونت‌آميز مخالفان، جنگ را اجتناب‌ناپذير مى‌سازد.
صلح، پايه رابطه اجتماعى در اسلام‌ اسلام پايه و اساس روابط اجتماعى را بر صلح نهاده است. كشتار بدون دليل را ممنوع كرده، كشتن يك تن را بدون دليل برابر كشتن همه مردم دانسته است:
«مِنْ اجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى‌ بَنى اسْرائيلَ انَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ اوْ فَسادٍ فِى اْلَارْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما احْيَا النَّاسَ جَميعاً ...» «١» بدين سبب بر بنى‌اسرائيل چنين حكم كرديم كه هر كس نفسى را جز براى نفسى يا فساد در زمين بكشد، گويى همه مردم را كشته است و كسى كه نفسى را زنده كند، گويى همه مردم را زنده كرده است.
اسلام با توجه به احترام انسانيّت، روابط مسلمانان را با ديگران براساس صلح و صفا پى‌ريخته است. به آنان اجازه نمى‌دهد كه تنها به دليل اختلاف اعتقادى كسى را به قتل رسانند جامعه اسلامى بايد روابطش با ديگران براساس عدالت و احترام متقابل باشد.
عدالت حتى درباره دشمنان و مخالفان حكومت اسلامى نيز بايد اجرا شود. قرآن كريم در اين باره مى‌فرمايد: