فراز و نشيبهاى دوران رسالت

فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ٩٥

درس نهم: جهاد آخرين وسيله رفع موانع حكومت اسلامى «١» حقّ و باطل همواره با يكديگر در ستيز بوده و هر كدام در طول تاريخ، حاميان و طرفدارانى داشته‌اند. طرفداران باطل، روحيّه ستيزه‌جويى داشته در بيشتر موارد در برابر منطق حق خاضع نمى‌شوند. ازاين رو، براى پيروان حق چاره‌اى جز مقاومت نيست، وگرنه حق، همواره مظلوم و مهجور است و همين عامل، منشأ پيدايش جنگ بين حق و باطل مى‌شود.
از آيه‌هاى قرآنى چنين استفاده مى‌شود كه پيامبران و ارباب اديان آسمانى براى حفظ موجوديت خود در مقابل مخالفان لجوج و سرسخت ناگزير به جنگ متوسل شده‌اند، چرا كه آنها به مبارزه با ستمكارى، شرك و ديگر انحرافهاى اعتقادى و اجتماعى برخاستند. بدون ترديد ستم‌پيشگان چشم ديدن آنان را نداشتند. پيامبران ناچار بودند براى حفظ درخت توحيد و عدالتى كه غرس مى‌كردند با علفهاى هرز مبارزه كنند وگرنه نهضت آنان در نطفه خفه مى‌شد. به تعبير علامه طباطبايى: «حق وقتى اثر خود را مى‌كند كه باطل از محيط دور شود. ابتدا بايد شر موش را كم كرد، بعد به جمع گندم پرداخت؛ و موش باطل از بين نمى‌رود، مگر با اعمال قدرت و نيرو.» «٢» قرآن كريم درباره فلسفه جنگ ميان انسانها مى‌فرمايد:
«وَلَولا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَّ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ انَّ اللَّهَ لَقَوىٌّ عَزيزٌ» «٣»