فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ٦٦
«الَّذينَ آمَنوُا وَ هاجَروُا وَ جاهَدوُا فى سَبيلِ اللَّهِ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ اعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَاللَّهِ ...» «١» آنان كه ايمان آوردند و هجرت كردند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد كردند، در نزد خدا درجهاى بزرگتر دارند.
كسانى كه براى حفظ دين خود هجرت كردهاند و در اين راه كشته شده يا وفات يافتهاند نيز همانند شهيدان، از روزى نيكوى خداوند بهرهمند خواهند شد.
«وَالَّذينَ هاجَروُا فى سَبيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلوُا أَوْ ماتوُا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً» «٢» و كسانى كه در راه خدا هجرت كردند، سپس كشته شدند يامردند، البته خداوند به آنها روزى نيكو مىدهد.
مهاجران علاوه بر بهرهمندى از پاداش اخروى، در دنيا نيز از جايگاهى نيكو برخوردار خواهند بود؛ و زندگى آنان بهبود خواهد يافت.
«وَالَّذينَ هاجَروُا فى اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِموُا الَنُبَوِّئَنَّهُمْ فى الدُّنْيا حَسَنةً» «٣» آنان كه پس از آنكه به آنها ستم شد، مهاجرت كردند، ما در دنيا به آنان جايگاهى نيكو مىدهيم.
ضرورت هجرت نگهداشتن دين بر هر ديندارى واجب است، و ترك دين در زمانى كه راه گريز باز باشد توجيهپذير نيست، حتى اگر به قيمت از دست رفتن مال و از هم پاشيدن زندگى مهاجر تمام شود. در تاريخ خواندهايم كه برخى از مسلمانان صدراسلام در زير شكنجههاى مشركان، در حالى كه قلب آنان سرشار از ايمان بود، اظهار كفر كردند و خداوند نيز آنان را معذور دانست، ولى بايد بدانيم كه اين واقعه مربوط به زمانى است كه مسلمانان هيچ راه گريزى در پيشرو نداشتند و مجبور بودند، در مكه بمانند؛ اما زمانى