فراز و نشيبهاى دوران رسالت

فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ٥٧

٢- مشركان مكه در اولين فعاليت سياسى عليه مسلمانان شكست خوردند.
٣- اسلام به خارج از جزيرة العرب نفوذ كرد و رسول خدا (ص) در سرزمين حبشه محبوبيت يافت، بگونه‌اى كه نجاشى نام فرزندش را «محمد» گذاشت و به سفارش آن حضرت زنى از مسلمانان را كه شوهرش مرده بود به عقد خود درآورد. همچنين «مارية قبطيه» را به رسم هديه نزد رسول خدا (ص) فرستاد و سى تن از كشيشان را براى جستجو از احوال و رفتار آن حضرت روانه مدينه ساخت «١».
سفر به طائف‌ تا زمانى كه حضرت ابوطالب عموى پيامبر (ص) و خديجه (س) همسر آن حضرت زنده بودند، سختيهاى روزگار چندان بر وى دشوار نمى‌نمود، چرا كه آن دو بزرگوار با حمايتهاى مادّى و معنوى پشتيبان رسول گرامى اسلام (ص) بودند، ولى زمانى كه اين دو تن بدرود حيات گفتند، دشواريها در شديدترين صورت ممكن به آن حضرت روى آورد، بگونه‌اى كه زندگى در مكه براى آن بزرگوار ناممكن شد و جان آن حضرت به خطر افتاد.
رسول خدا (ص) به منظور يافتن پشتيبان در موسم حج نزد قبايل عرب رفته، خود را به آنان معرفى مى‌كرد و از آنان مى‌خواست تا وى را يارى دهند كه بتواند به تبليغ دين خويش بپردازند، اما پاسخ منفى بود و اغلب مى‌گفتند: قومش او را بهتر مى‌شناسند. آيا امكان دارد كه فردى وضع ما را بهبود بخشد، در حالى كه قوم خود را تباه كرده و او را از خود رانده‌اند «٢». بنابراين، رسول خدا (ص) به چاره‌جويى پرداخت.
طائف شهرى آباد و پرجمعيت در نزديكى مكه، توجه رسول خدا (ص) را به خود جلب كرد. رؤساى آن شهر سه برادر به نامهاى عبدياليل، حبيب و مسعود پسران عمرو بودند.
حضرتش نزد آنان رفته خود را به آنان شناساند و ضمن بيان سختيهايى كه از خويشاوندانش بدو رسيده است، آنان را دعوت به اسلام و يارى خويش كرد، اما پاسخ آن سه تن، منفى و آزار دهنده بود و حتى اراذل و اوباش را تحريك كردند تا به رسول‌