فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٥٧
داشت و رسول خدا (ص) نيز به همين نكته توجه داشت.
منافقان در اين جنگ از همان آغاز به كار شكنى پرداختند. آنها كه در دل از پيروزى مشركان خوشحال بودند، در زمان كندن خندق به بهانههاى گوناگون شانه از كار خالى مىكردند و بدون اجازه پيامبر (ص) به مدينه مىرفتند.
قرآن كريم درباره فرار از كار منافقان چنين فرموده است:
«... قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِواذاً فَلْيَحْذَرِ الَّذينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصيبَهُمْ عَذابٌ اليمٌ» «١» بيقين خداوند كسانى از شما را كه دز دانه از پى مهم بيرون مىروند مىشناسد. پس كسانى كه بر خلاف فرمان وى عمل مىكنند بايد بر حذر باشند از اينكه گرفتار بلا يا عذابى دردناك شوند.
مسلمانان درگيرودار محاصره متوجه شدند كه قبيله بنىقريظه پيمان خود را شكسته و به دشمنان پيوستهاند. اين خبرنگران كننده بود و دل افراد سست عنصر را مىلرزاند. منافقان سخت به هراس افتادند، چون خطر را در پيش چشم مىديدند. نفاق آشكار شد. يكى از آنان گفت:
پيامبر به ما وعده گنجهاى كسرى و قيصر را مىداد، و ما اكنون براى قضاى حاجت هم نمىتوانيم بيرون برويم «٢».
عدهاى از منافقان خدمت رسول خدا (ص) آمده اظهار داشتند: اى رسول خدا، خانههاى ما بيرون از شهر و بدون حصار است؛ اجازه دهيد به خانههايمان برويم. «٣» اين در حالى بود كه عدهاى ديگر شكست مسلمانان را حتمى ديده، مردم را به ترك ميدان نبرد تشويق مىكردند.
قرآن كريم در اين باره چنين خبر مىدهد:
«وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا اهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِنُ فَريقٌ مِنْهُمُ