فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٥٥
غزوه اين غزوه عليه يهوديان بنى قينقاع كه در مدينه سكونت داشتند، صورت گرفت يهوديان ياد شده پيمانى را كه با پيامبر خدا (ص) بسته بودند، نقض كردند. يهوديان پس از پانزده روز محاصره تسليم شدند و از حصارها بيرون آمدند «١».
عبدالله ابى كه با بنى قينقاع همپيمان بود، نزد رسول خدا (ص) آمد و خواستار آزادى آنان شد. با اينكه پيامبر (ص) از او روى برگرداند، اما وى چندين بار خواهش خود را تكرار كرد و با خشمگين ساختن پيامبر آن حضرت را وادار ساخت آنان را ببخشد. اين در حالى بود كه يكى ديگر از شخصيتهاى برجسته مدينه به نام «عبادةبن صامت» نيز با يهوديان همپيمان بود. او نزد پيامبر (ص) آمد و اختيار كار يهوديان را به آن حضرت واگذاشت «٢».
خداوند چند آيه، از جمله آيه زير را درباره عبداللهابى منافق نازل كرد:
«يا ايُّهَا الّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا اْليَهودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيْاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَانَّهُ مِنْهُمْ انَّ اللَّهَ لا يَهدىِ الْقَوْمَ الظَّالِمينَ» «٣» اى كسانى كه ايمان آورديد! يهوديان و مسيحيان را «اولياى» خويش ميگيريد، آنان اولياى يكديگرند و هر كس از شما آنان را «ولىّ» خويش گيرد، بىشك او از آنان است، زيرا خدا مردم ستمگر را هدايت نمىكند.
شايد علت اين موضعگيرى آن بود كه پسر ابى مىپنداشت، ممكن است روزگارى اوضاع به قبل برگردد و او همدستان و همپيمانان خود را از دست داده باشد.
احد:
جنگ احد يكى از جنگهاى سخت و زيانبار صدر اسلام بود. پيش از آنكه جنگ آغاز شود، رسول خدا (ص) با مردم به رايزنى پرداخت و ديدگاه آنان را درباره مكان نبرد جويا شد. عدهاى گفتند در مدينه بجنگيم. عدهاى ديگر كه اكثريت را تشكيل مىدادند