فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٥٣
درس پانزدهم: پيامبر (ص) و برخورد با منافقان پس از آنكه رسول خدا (ص) به مدينه آمد و جامعه اسلامى را پىريزى كرد، قشرى به نام منافق در جامعه پديد آمد. اين گروه به زبان، اسلام آوردند، اما دلهايشان بر كفر پيشين استوار بود. در حالت عادى شناسايى منافقان ساده نبود، اما هنگام پيشامدهاى سخت براى جامعه اسلامى به آسانى قابل شناسايى بودند.
از آنجا كه پديده نفاق يك بار ديگر، در زمان انقلاب اسلامى به جامعه اسلامى روى نمود، موضوع منافقان در آغاز اسلام و چگونگى رفتار (پيامبر (ص)) را مورد بررسى قرار مىدهيم تا از اين رهگذر، همسانى اين گروه را بازشناسيم و در برابر توطئههايشان هشيار باشيم.
پيدايش منافقان شهر مدينه در سالهاى قبل از پيدايش اسلام دچار فتنه و آشوب بود. جنگهاى پىدرپى «اوس» و «خزرج» آنان را به ستوه آورده بود. هر دو سوى منازعه به دنبال كسى مىگشتند كه مورد پذيرش آنان باشد و بتواند آرامش را به شهر بازگرداند. فردى به نام عبداللهبنابى چهره مردمپسندى داشت و تا حدودى مورد اعتماد دو طرف بود «١».
عبدالله با موافقت دو قبيله، نامزد رياست عمومى شد. برايش تاجى هم آماده ساختند. در اين ميان واقعه جديدى رخ داد كه رياست عبدالله عملى نشد «٢». تعدادى از مردم مدينه در مكه با رسول خدا (ص) آشنا شدند و از آن حضرت تقاضا كردند كه به