فراز و نشيبهاى دوران رسالت

فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٤٤

چنان كه از آيه‌هاى مزبور دانسته مى‌شود، رسالت پيامبر اسلام (ص) عمومى بوده و محدود به سرزمين جزيرةالعرب و ساكنانش نمى‌شده است. رسول خدا (ص) براى تحقق بخشيدن به اين امر، نامه‌هايى به حاكمان كشورهاى گوناگون فرستاد؛ و رسالت خويش رابه آنان ابلاغ كرد.
زمينه‌هاى اعلام رسالت جهانى‌ با وجود جوّفشار و مخالفت در دوران حضور پيامبر (ص) در مكه ونيز جنگهاى پياپى در سالهاى اول حضور ايشان در مدينه، امكان ابلاغ رسالت به ساير جاهاى جهان وجود نداشت. پس ازآنكه دوران سخت اختناق مكه پايان يافت و تعداد زيادى از دشمنان و سركشان داخلى سركوب شدند و پايه‌هاى حكومت اسلامى تا حدودى محكم شد؛ بويژه وقتى كه پيمان صلح حديبيه بسته شد، فرصتى فراهم آمد و رسول گرامى اسلام (ص) بانوشتن چند نامه به زمامداران كشورهاى بزرگ آن روزگار از آنان خواست تااسلام بياورند و به پيشوايى آن حضرت گردن نهند.
اين كار پيامبر (ص) نشان دهنده حسن سياست آن حضرت است، چرا كه اعلام بى‌موقع اين كار نه‌تنها مايه ريشخند مخالفان مى‌شد؛ بلكه در باور يارانش نيز نمى‌گنجيد.
اعلام رسالت جهانى پيش از تحكيم مبانى حكومت اسلامى تنها بر تعداد دشمنان آن حضرت مى‌افزود، بى‌آنكه هيچ سودى دربرداشته باشد.
سبك نامه‌هاى رسول خدا (ص)
از بررسى نامه‌هاى رسول خدا (ص) به زمامداران آن روزگار به اين نتيجه مى‌رسيم كه شيوه تبليغى آن حضرت با ديگر پيامبران تفاوت داشته و سبك نگارش نامه‌ها نيز برطبق روش مرسوم تبليغى آن روزگار نبوده است.
از آنجا كه رسالت پيامبران پيشين محدوده‌اى معيّن داشت، آنان خود بطور مستقيم با طاغوتهاى روزگار خود برخورد مى‌كردند، چنان كه رسول خدا (ص) نيز در دوران‌