فراز و نشيبهاى دوران رسالت

فراز و نشيبهاى دوران رسالت - رفیعی، علی؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٢٩

منافقانى بودند كه دلشان را خالى مى كردند. در آن واقعه، رسول خدا (ص) هنگامى كه سر گرم خرد كردن سنگ بزرگى بود، با جرقه هاى آن، به مردم، فتح ايران و روم را نويد مى داد، اما منافقان مى گفتند: ما به خاطر كمى جمعيتى كه داريم به دور شهر مدينه خندق حفر كرده ايم و پيامبر (ص) به ما وعده‌هاى كذايى مى دهد، «ما وَعَدْنَا اللَّه وَ رَسُوله الَّا غُرُورًا» «١» (وعدهاى خدا و رسولش چيزى جز فريب نبود). اما مؤمنان با ديدن گروه احزاب گفتند:
«... هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَما زادَهُمْ الَّا ايماناً وَ تَسْليماً» «٢» اين همان چيزى است كه خدا و پيامبرش به ما وعده دادند و خدا و پيامبرش راست گفتند، و جز ايمان و تسليم بر آنان افزوده نگرديد.
در انقلاب اسلامى و جنگ تحميلى نيز ما شاهد چنين وضعى بوديم، در حالى كه دنياى استكبارى از صدام حمايت مى كرد و هر روز حادثه ناگوارى را پديد مى آوردند، يك روز به شهرها حمله هوايى مى كردند، زمان ديگر كشتيهاى تجارى را در خليج فارس مورد حمله قرار مى دادند و وقتى ديگر به شهرها حمله موشكى مى كردند و در جبهه ها به حمله شيميايى دست مى زدند، در چنين شرايطى امام امت وعده پيروزى مسلمانان و شكست شرق و غرب را مى داد. ما شاهد پيروزى انقلاب اسلامى و شكست و از هم پاشيدگى شرق بوده ايم، اينك در انتظار از هم پاشيدگى بلوك غرب هستيم. اگر به عهد خود پاى بفشاريم، تحقق اين نويد دير نخواهد بود.