تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٩٣

«اين كشتى راه را گم كرده است، كشتى مانند تيرپران به درون بندر شهر رفت و شهر را به مدت پانزده روز تأمين كرد.» «١» عماد اصفهانى مى‌افزايد:
«اندكى بعد، سه كشتى مصرى مانند سه كوه ودكلهاى آن چون كوه مى‌نمود، مانند تيرهايى كه از چله كمان رها شودبه پيش مى‌رفت واعتنايى به كشتى‌هاى دشمن نكرد بلكه آنها رامتفرق ساخت وخود رابه يكى از كشتيهاى دشمن رسانيد وآن را غرق كرد، چشمان كفر اشك آلود شد وساكنان بندر از اين كار روحيه وبار معنوى گرفتند.» «٢» ابن شدّاد، داستان ديگرى را آورده كه باداستان عماد اصفهانى هماهنگ است و اهمّيّت نقش بيروت دركمك‌رسانى غذايى به عكا را مى‌رساند. او مى‌گويد:
«سلطان صلاح الدّين در بيروت يك كشتى بارى را آماده ساخت وآن راپراز پنير وپياز و گوسفند و خواربار ديگر كرد، فرنگيها ناوگان خود را به سوى عكا برده بودند تا از ورود كشتى مسلمانان به اين شهر جلوگيرى كنند اين درحالى بودكه مردم شهر، بسيار نيازمند غذا وخواربار بودند، در بيروت گروهى ازمسلمانان براين كشتى سوار شدند وخود رابه شكل فرنگيها درآوردند تا جايى كه ريشهاى خودرا تراشيدند وخوكها را در عرشه كشتى رها كردند به گونه ايكه از دور ديده مى‌شدند، صليب‌به گردن آويختند واز دور به شهر نزديك شدند وباكشتيهاى دشمن درآميختند وگاه راه را بر روى كشتيهاى آتش بار وحمل نيرو مى گرفتند ومى گفتند: «به نظر مى‌آيد شما به سوى شهر مى رويد، آنان پنداشتند كه اين كشتى از خود آنهاست، پرسيدند: آيا شهر راهنوز نگرفته ايد؟ گفتند: هنوز موفّق نشده‌ايم، آنان گفتند: ما از نزديك شدن كشتيهاى دشمن به سپاه جلوگيرى مى‌كنيم، پشت سرمايك كشتى ديگر مى‌آيد، نگذاريد آن كشتى جلوتر بيايد وحال آنكه پشت سرآنها يك كشتى فرنگى بودكه به سوى سپاه آنها مى آمدآنان به سوى آن كشتى رفتند تا از حركت آن جلوگيرى كنند، كشتى اسلامى نيز