تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٠٤
بيبرس به تقويت بنادر و خطوط ساحلى و تعمير پلهاى منتهى به آن نيز توجّه بسيارى نشان مى داد، وى دستور داد، بستر رود نيل را در نزديكى دمياط پر كنند و سنگهاى بزرگى را در آن بيفكنند، تا از پيشروى كشتى هاى صليبى و تكرار فاجعه دمياط جلوگيرى كند، و برجى را نيز براى مراقبت از بندر «رشيد» برپا كرد، و ديوارهاى اسكندريه را بالا برد و صد منجنيق براى دفاع از آنها نصب كرد و چراغ دريايى آن را نوسازى نمود و آبراه خليج (محموديه كنونى) را لايروبى كرد، اين آب راه، آب نيل را به شهر مى رسانيد و به وسيله آن شهر مى توانست از آبِ شيرين استفاده كند، توجّه بيبرس به شهر اسكندريه بدانجا رسيد كه او چهار بار به بازديد رسمى از اين شهر پرداخت و كوشيد از مردم آن دلجويى و با نيكان آن شهر چون ابوالقاسم محمد بن منصور قبارى و ابوعبد الله محمد بن سليمان شاطبى، ديدار كند، اين دو، نماينده دو قبيله بزرگ شهر يعنى خاندان پيشه ور قبارى و خاندان دانشگاهى شاطبى بودند.
سياست سلطان بيبرس در برخورد با صليبى ها خشن و بيرحمانه بود علّت اين امر آن بود كه صليبى ها با مغولان حاكم بر ايران بر ضدّ دولت مملوكى همكارى داشتند و در حملات مغولهابه شام نقش راهدار و راهنما را براى آنان بازى مى كردند. وضعيت جغرافيايى آنان در شام نيز به آنان كمك مى كرد تا بتواند جابجايى نيروهاى مصر و شام را به مغولان اطّلاع دهند و در بسيارى از موارد، همين مسأله سبب شكست عمليّات مسلمانان مى گرديد مسأله به همين جا ختم نمى شد بلكه به علاوه برخى از حاكمان صليبى تعدادى از نيروهاى مغول را براى همكارى نظامى و دفاع مشترك بر ضدّ مسلمانان، در دژها قرار داده بودند و گاه اين عدّه، صليبيان را تحت نفوذ خود قرار مى دادند و اراده خان مغول را كه در تبريز يا مراغه يا بغداد ساكن بود بر آنان تحميل مى كردند.
هر چه باشد، اين حركت روباه صفتانه صليبيها در شام، علّت اصلى سياست خشن بيبرس و جانشينان او در برخورد با صليبى ها بوده، زيرابر آنان دشوار بود كه صليبيها به نفع مغولان جاسوسى كنند. از همين رو، تصميم گرفتند آنها را از شام برانند جنگ ميان بيبرس و صليبيها به صورت درگيرىهاى موضعى آغاز شد، از سخنان مقريزى مىتوان دريافت كه