تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٣٨
عبور كنند، به همين دليل اين برج به قول مورّخان معاصر به سان كليد دمياط و يا قفل سرزمين مصر محسوب مى گشت، و از بقاياى آن برج، ويرانه هاى فعلى مى باشد. «١» صلاح الدّين به تحكيم شهر دمياط توجّه بسيار كرد، و ديوارهاى آن را بنا نهاد «٢» و اطراف آن شهر، خندقى بزرگ حفر كرد و جهت اشراف و پى گيرى استحكامات آن، به ديدار از آنجا علاقه فراوان نشان مى داد.
عماد اصفهانى منشى او در اين زمينه مى گويد:
«آنگاه سلطان به اتفاق دو پسرش افضل عليا و عزيز عثمان، از قاهره بيرون رفت و راه خود را از ناحيه دمياط انتخاب كرد و با حضور يافتن در بندر ياد شده و ديدنى هاى خود جانب احتياط را رعايت كرد، در آنجا اسيران فراوانى وجود داشت كه توسط ناوگان به آنجا آورده شده بودند، اقامت او دو روز در حومه شهر به طول انجاميد و كنيزكى از ميان آنها به من بخشيد.» «٣» سلطان عادل نيز به پيروى از برادرش صلاح الدّين درسال ١٢١٧ ميلادى به مرمّت شهر عادليه درجنوب دمياط درساحل شرقى رود نيل پرداخت واز بيم ورود صليبىها به مصر از راه دريا، آن شهر راپراز نيروى رزمى كرد، از آن پس اين شهر، شهرى جنگى جهت حمايت از دمياط وجلوگيرى از ورود صليبىها به حساب مىآمد. «٤» بااين همه استحكام واستوارى كم نظير دمياط وديگر بنادر درمصر، درتصميمصليبىها در زمينه هجوم به مصر تغيير وتحولى ايجاد نكرد به ويژه پس از آنكه برايشان روشن شد كه بخش عظيمى از پايدارى كه صلاح الدّين وبرادرش عادل به وجود آورده بودند، ريشه اصلى آن مصراست.
به همين دليل صليبىها تصميم خود مبنى بر حمله مجدّد به بهترين گذرگاه آنها، شهر تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج٢) ٤٣ نيل، گورستان مهاجمان ص : ٣٦