تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٦٦

مصر را فتح كرد، جهت ارتباط سياسى و اقتصادى مصر با حجاز، آن را دوباره حفارى كرد و به دليل اينكه خليفه دوّم، عمربن خطاب دستور حفرش را داده بود، آن را خليج اميرالمؤمنين ناميد از اين رو اين خليج، راه عبور كشتى‌هاى بازرگانان و حجّاج بود كه براى رفتن به حجاز و يمن و هند، دراين خليج به سوى درياى سرخ در حركت بودند.
همچنين مصر، از ديرزمان نسبت به منطقه درياى سرخ توجّه خاصى داشت و در آنجا براى خود سياست هميشگى و ثابتى ايجاد كرده بود كه برحفظ امنيت بازرگانى درياى سرخ و تضمين سلامتى بازرگانان و حجاج دراين دريا وهم پيمانى با قدرتهاى حاكم درمنطقه، مانند حجاز و يمن و نوبه كه براين دريا اشراف داشتند، استوار بود. اين سياست، مصر را واداشت تا در دوران اقتدار خود و در موارد زيادى، در فرمانروايى آن سرزمينها، جهت تضمين پا برجايى سلطه‌اش بر اين شريان مهمّ حياتى، مداخله نظامى كند.
در اواخر دوران فاطميان، هنگامى كه حاكم مكه با كشتيهاى خود به بندر عيذاب هجوم برد و در سال ٥١٢ هجرى (١١١٨ م) راه را بر بازرگانان مصر بست، و زير مصر، امير افضل پسر بدر الجمالى اعلان داشت كه وى شخصاً به زودى با ناوگانى كه ابتداى آن عيذاب و پايانش جدّه است بدان سو روى خواهد آورد، و طىّ نامه‌اى به بزرگان مكّه آنها را از عمل فرمانروايشان آگاه ساخت و در نامه‌اش سوگند ياد كرد كه از وابستگان به دولتش بازرگان و زائرى به مكه نخواهد رفت مگر اينكه فرمانرواى مكّه، اموالى را كه از بازرگانان گرفته است باز پس دهد ... وقتى نامه به بزرگان مكّه رسيد، اين ماجرا برآنان دشوار آمد و نماينده‌اى را از طرف حاكم خود به مصر فرستادند، هنگامى كه وى به ساحل مصر رسيدبه او اعتنايى نشد و پذيرايى چندانى از وى صورت نگرفت و بدو گفته شد: تا زمانى كه اموال به غارت برده شده بازرگانان به آنان بازگردانده نشود، نامه و گفته‌هايت تاثير نخواهد داشت‌ به علاوه فرستاده آنها با مشاهده تلاش و كوشش مصريان در تهيّه ناوگانها و تدارك نيرو براى اعزام به سوى حاكم مكّه ملتزم شد كه تمام اموال بازرگانان را باز گرداند واز آنها درخواست كرد كه در تصميم حركت به سوى حاكم مكّه شتاب نكنند و مدّت كوتاهى براى بازگرداندن اموال، به وى مهلت داده شد و او پذيرفت و قبل از پايان مهلت، همراه با كليّه‌