تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٢٦
و دريايى در برابر آنان رژه بروند. آنان سپاهيانى چون مور و ملخ، آماده كارزار و پيكار بودند و سپس كشتيهاى رزمى و بارى مانند كلاغهاى دريايى از برابر آنان گذشتند و در دو ستون به نيل وارد واز آن خارج مى شدند، در همان لحظه عاشق آن بود كه به سوى قبرس بروند، روى آنها با منجنيقهاى آماده پوشيده و در زير آنها سلاحهاى انفرادى انبار شده بود، و رزمندگان دلاورى بر آنها سوار بودند، و پرچمهاى آنان با وزش باد در اهتزاز بود، و در بوقها مى دميدند و دسته هاى موزيك مى نواختند، و قهرمانان دريا بر بالاى آن سرودهاى رزمى مى خواندند و بر طبلها مى كوبيدند، نفت شعله مى كشيد، هزاران نفر در ساحل نيل براى مشاهده رژه اين نيروها گرد آمده بودند. در اين لحظه دلهاى سيفران كتلان فرو ريخت و دانستند كه اين رزمناوها ظرف يكسال براى انتقام از حمله اسكندريه آماده شده است و يقين كردند كه يلبغا تصميم به نابودى قبرس و جزاير ديگر گرفته است. «١» نويرى مى افزايد:
امير يلبغا براى آمادگى اين حمله از گرد آورى هيچ چيز و به كار بستن هيچ حيله ناى فرو گذارنكرد، از جمله، ديگهاى سفالين را آماده كرد و در آن افعى ها و مارهاى كوچك و بزرگ جاى داد تا آن را به سوى فرنگيها پرتاب كند و با ضربه آن يك تن را بكشد وسپس ديگ بشكند و مارها به جان فرنگيها بيفتد و آنان را بگزند و از مواضع خود خارج كنند و اين مسأله موجب جنگ روانى و بد فرجامى كار آنان شود. «٢» ولى يلبغا خاصكى، زنده نماند تا به هدفش برسد و در سال ٧٦٨ هجرى به دست يكى از غلامانش ترور شد و با مرگ او ناوگان نيز از حمله به قبرس باز ماند. «٣»