تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٥٥

تحت سرپرستى صاحب بهاء الدّين ابن حنا، جهت مراقبت بر نظم وصول ماليات از نوبه تأسيس كرد. «١» در عصر سلطان قلاوون دوباره بين مصرو كشور نوبه جنگ درگرفت كه علّت آن، امتناع حاكم آنجا، سمامون، از پرداخت ماليات مورد قرار داد بود سلطان قلاوون براى به اطاعت در آوردن او هجوم گسترده‌اى را تدارك ديد اين حمله به دليل وجود آتش افكن هاى بسيار كه جهت حمل آذوقه و اسلحه وادوات تعداد آنها به پانصد فروند مى رسيد، داراى امتياز بود.
وى پس از اين حمله در سال ١٢٨٩ ميلادى قاهره را ترك كرد و هنگامى كه به اسوان رسيد نيمى از لشكر، به فرماندهى امير ايدمر، حاكم قوص در خشكى قسمت شرق به حركت درآمد ونيم ديگر، به فرماندهى عزالدّين أفرم در خشكى سمت غرب قرار گرفت.
ملك سمامون به جزيره اى در رود نيل متوسل شد كه پانزده روز راه از «دنقله» فاصله داشت، ايدمر، طى نامه اى به او، از وى خواست تا با يكديگر مذاكره كنند و به او و عده داد كه امانش خواهد داد، امّا سمامون مذاكره را نپذيرفت واز جنوب جزيره، از بيم رسيدن كشتيهاى مملوكى براى دستگيرى وى، به سوى ابواب گريخت. آن جنگ با پيروزى قلاوون و بازگشت‌ ذليلانه سمامون براى پرداخت جزيه، به پايان رسيد. «٢» ديرى نپاييد كه اين كشور، رنگ عربى- اسلامى به خود گرفت و روش مسيحى گرى را در نتيجه آميختن با اعراب، به تدريج از دست داد بگونه ايكه قبل از نيمه قرن چهار دهم ميلادى، همه نوبيان اسلام آوردند، و فرمانروايى آنها به بنى كنز منتقل شد و از آنجايى كه بنى كنز از اعراب مسلمان قبيله بنى ربيعه بودند، جزيه از آنان ساقط شد. «٣» برخى از انواع كشتيهاى نيل‌