تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٤٤
دراين هنگام بودكه سلطان براى اردو زدن درمنطقه اشموم طناح، سرعت عمل ازخود نشان داد وبه استحكام دمياط و مجهّز كردن آن به تداركات واسلحه فرمان داد چنانكه گروهى از نگهبانان اعراب بنى كنانه را براى دفاع از آن شهر گماشت.
آنگاه شخصى را نزد امير حسامالدّين ابن على هذبانى كردى، نماينده خود در قاهره فرساد تا در مركز صنعتى مصر به تجهيز كشتيهاى متعلق به ناوگان پرداخته وآنها را از كاركنان ونيرو مجهّزگرداند، زيرا ارزش واهمّيّت نيروى درياى ونقش آن در سركوب دشمن براو پوشيده نبود.» بدين ترتيب اميرحسام، كمكم به تجهيز كشتيهاى جنگى و ارسال آنها نزد سلطان پرداخت همچنين صالح ايّوب، سپاهى را به فرماندهى امير فخرالدّين يوسف بن شيخ الشيوخ، به دمياط اعزام كرد وبه وى دستور داد تا در قسمت خشكى غرب دمياط (جيزه دمياط) فرود آمده ومانع فرود آمدن دشمن درساحل گردد. «٢» پس از آن، ناوگان صليببى درتاريخ ٤ ژانويه سال ١٢٤٩ ميلادى، به آبهاى مصر مقابل دمياط رسيد وروز بعد صليبىها درقسمت خشكى غرب نيل فرودآمدند وبين آنان و مسلمانان درگيريهايى به وجود آمد كه پس از آن امير فخر الدّين باسپاه خود ونگهبانان شهر، به ارودگاه فرمانروايى دراشموم طناح، عقب نشينى كرد.
اهالى دمياط درپى اين حادثه، به ترس ووحشت افتادند وپلى را كه از كشتيها ساخته شده بود وبين خشكى وغربى دمياط ارتباط برقرارمىكرد، سالم رها كردند. وصليبى ها از آن پل عبور كرده وبه آسانى شهر را به اشغال خود درآوردند.
سلطان، از ماجرائى كه اتّفاق افتاده بود خشمگين شد ودستور به دار آويختن كنانيان راكه بدون مقاومت وجنگ، از دمياط بازگشتند، صادر كرد، چنانكه امير فخر الدّين نيز مورد تندخويى وتوبيخ شديداو قرار گرفتتا جايى كه اگر نصحيت فخرالدّين مبنى بربيمارى سخت سلطان وقريبالموت بودن وى نبود، برخى از فرماندهان آهنگ كشتن سلطانكرده بودند.
مورّخ فرانسوى ويكى از جنگاوران حمله جوانفيل، علّت آن عقب نشينى را اين گونه