تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٤١
گذشته و وارد قسمت خشكى سمت شرق شدند و بر اردوگاه و ساز وبرگ و تداركات آن دست يافتند و آنگاه از ناحيه شمال رهسپار شهر دمياط شدند و در ژانويه سال ١٢١٩ ميلادى از راه زمين و دريا آن را به محاصره خود درآوردند.
درآن زمان، سلطان كامل توانست بر توطئهاى كه بر ضدّ وى طرّاحى شده بود پيروز شود و رهبران توطئهگر، مانند فائز برادرش و امير كردى عمادالدّين بن مشطوب را از سرزمين خود براند، سپس به نبرد با صليبىها برخاست و محاصره دمياط را شكست.
سلطان سعى كرد با برقرارى ارتباط با اهالى دمياط، روحيه آنها را بالا ببرد، و مسؤوليّت اين كار بزرگ را به سربازى از سپاهيان خود به نام شمايل سپرد، وى در حاليكه رود نيل مملو ازكشتىهاى صليبىها، بود، دوراز چشم آنان در نيل به شنا پرداخت و وارد شهر دمياط شد و با تقويت روحيه مردم، آنان رامهياى دريافت كمك نمود سپس با اخبار و گفتههاى آنها، به نزد سلطان باز گشت. «١» شهر دمياط نزديك به يكسال همچنان مقاومت كرد تا اينكه گرسنگى برمردم آن سامان مستولى شد و بيماريهاى مسرى و بيمارى وبا در بين آنان به وجود آمد و مقاومت و پايدارى آنها درهم شكست و صليبىها بر شهر مسلّط شدند و درنوامبر سال ١٢١٩ ميلادى (شعبان سال ٦١٦ ه) در آنجا بلوائى به وجود آوردند.
سلطان كامل درآن هنگام به ميمنت پيروزى خود درمنطقه اشموم طناح (درياى صغير فعلى) در جايگاهى كه بعدها به منصوره معروف شد، خيمه برافراشته بود. «٢» كمك و تداركات، پيوسته به وسيله برادران و خويشاوندان او كه امراى ايّوبى در شام بودند، به اضافه مصريها و عربهاى ساكن قاهره و مصر و ساير جاها تاآسوان، به وى مىرسيد، اعلان قيام عمومى داده شد كه كسى باقى نماند، جمعيّت انبوهى از مسلمانان مجاهد گرد هم آمدند كه قابل شمارش نبودند. «٣»