تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٦

كه در نوشته آمده بود پذيرفته شده وبهاى آن به آنها پرداخت مى‌شد ورسم چنين بودكه تنها افزون براحتياج دولت را در بهنساويه به فروش مى‌رساندند. «١» امّا اين اهتمام وتوجّه به جنگل‌ها ديرى نپائيد كه دراواخر دوران حكومت ايّوبيان به تدريج كاهش يافت وكم شد «وبه مرورزمان طبقات مختلف مردم اندكى ازاين چوبها رابه اندازه احتياج مى بريدند وآن را به ساحل مصر مى‌آوردند وباقرار ثلث قيمت آن به دفتر محاسبات ساحل اقاقيا، به مقدار اندكى آن رامصالحه مى‌كردند وبه قيمت گزاف واموال فراوان آن را مى‌فروختند تا جايى كه طريق معاش وكسب قرار گرفته و گروهى كه شيفته دنيا بودند افرادى رامى‌فرستادند وباتهيّه كردن چوب اقاقيا، نمايندگانشان آنها رامى‌فروختند.
و همينطور نسبت به مردم مصر عليا، ملاحظه مى‌شود كسانى كه دراطراف جنگل زندگى مى‌كردند، نياز منديهاى خود را باقطع اين چوبها تأمين كرده وبه مرور زمان بخشى از چوبها را كه براى ساختن چرخهاى آبكش، ابزارهاى آب ميوه گيرى وعرق گيرى وديگر چيزها بكار مى‌رفت وقسمتى رادركار گاههاى عرق كشى مى‌سوزاندند و در حد بسيارى قطع مى‌كردند.» «٢» وبدين سان درختان اقاقيا رو به نابودى مى‌رفت به گونه اى كه هنوز قرن سيزدهم ميلادى پايان نيافته بودكه جنگل دلتا درطنان، ناى، قليوب و جيزه به طور كلّى ازبين رفت وپس از آن درثلث آخر قرن چهاردهم ميلادى، جنگلهاى مصر عليا به سرنوشت آن دچار گشت وقسمت عمده اين جنگل‌هابه سر زمين‌هاى زراعتى تبديل شد. «٣» مقريزى كه خود درقرن پانزدهم ميلادى مى‌زيسته‌است مى‌گويد كه:
دردوران وى: «بطور كلّى اين جنگل‌ها از بين رفته وبادستيابى مردم به اين درختها، چيزى از آنها را باقى نگذاشته‌اند واين مسأله از دفتر محاسبات حذف وبه فراموشى سپرده شده است» «٤»