تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٢٧

ب- توجّه به اسكندريه: توجّه به بندر اسكندريه، يكى از مهمترين كارهاى تقويتى براى ناوگان مسلمانان بود، پس از حمله قبرسى ها، فرمان رسيد كه اسكندريه از يك فرماندارى ساده به نيابت سلطنت تبديل شود، و بطور مستقيم زير نظر معاون سلطان با درجه سپهبدى و با لقب ملك الامراء قرار گيرد، قدرت او درست مانند قدرت سلطان باشد تا بتواند مسؤليت دفاع از شهر و حفظ منافع آن را عهده دار شود. قلقشندى در اين باره آورده است:
«اسكندريه، معاونت مهمّى شد كه با معاونت طرابلس و «حماة» و «صغد» برابرى مى كرد و در آنجا تخت سلطنتى و نشان خنجر ويژه سلطانى وجود داشت و گارد و يژه شاهى نيز ازمعاون ياد شده پاسدارى مى كردند، او گاه با اسكورت مخصوص تا ساحل مى آمد و فرماندهان پيرامون او جمع مى شدند و سپس به «دارالنيابه» باز مى گشت و بساط شاهى مى گسترد و فرماندهان و سپاهيان با او غذا مى خوردند و داوران در مجلس حاضر مى شدند و به عادت نايب السلطنة ها برايش تاريخ مى خواندند و آنگاه بر مى گشتند.» «١» بيشتر كارهاى اصلاحى و بازسازى اسكندريه را پس از حمله قبرسيها به دو تن از نايب السلطنة ها يعنى «سف الدّين إكز» ٧٦٧- ٧٦٨ هجرى و «صلاح الدين خليل بن عرّام» نسبت داده اند. عرّام، شش بار نايب السلطنه شد، ابتدا در سال ٧٦٧ و بارها پس از آن نيز اين سمت را تقبّل كرد. «٢» نويرى چند اقدام دفاعى راكه در برابر تاكتيكهاى فرنگى انجام شده بود را به سيف الدّين اكز نسبت مى دهد، دشمن عادت داشت به سوى خندق‌ها و باروهاى شهر پيشروى كند و در اين كار از عرّابه هاى جنگى كمك مى گرفت. اين عرّابه ها با چرخهاى چوبى حركت مى‌ كردند و كسانى كه در داخل آن بودند، آن را به حركت در مى آوردند، بدنه آن از چوب بلوط ساخته شده و زره آهنين، با پوششى از پوست شتر و گاو، و پنبه مرطوب، تا آن را از خطر آتش دشمن حفظ كند و بتواند به بارو و خندق نزديك شده، و كسانى كه داخل آن بودند