تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٠٨
خود دارى كرد، حاكم، خود مدّعى را سوگند مى دهد و آنچه را كه او مى خواهد مى گيرد و به او مى دهد اگر يكى از دو طرف كشته شد، خواه به خطا يا به عمد، قاتل بايد در عوض، همانند او را تحويل دهد، سواره به سواره، وپياده به پياده و كشاورز به كشاورز، واگر يكى از افراد دو طرف با مال مردم به طرف ديگر پناهنده شود، استرداد او و آن مال از دو جهت انجام مى گيرد و هيچ عذرى پذيرفته نيست و اگر يك فرنگى از بيروت به كشور سلطان برود، در اين عهد نامه داخل است و اگر به جاى ديگر برود، داخل نيست.
شرط ديگر اينكه ملكه فلانى اجازه ندهد فرنگيها از هر ميلّيّتى از راه بيروت و توابع، به سوى كشور سلطان بروند، واز اين كار جلوگيرى كند و هر كسى را كه قصدى بدى دارد، از راه برگرداند و كشورهاى هر دو طرف از بزهكاران و تبهكاران سالم بماند.
سلطان با اين شروط، قرار داد را امضاء كرد و شروط آن را تا آخر مدّت از هر دو طرف پذيرفت واعلام داشت كه با مرگ يكى از دو طرف، قرارداد به هيچ وجهلغونخواهد شد.
پس از پايان مدت، بازرگانان هر دو سو تا چهل روز در امان باشند، و هيج يك از آنها نبايد از بازگشت به كشور خويش باز داشته شوند، اين صلح نامه مبارك با دست خط شريف در تاريخ فلان به عنوان مدرك آراسته شدو توفيق به دست خداست.» در سال ١٢٦٨ ميلادى (٦٦٦ ه)، بيبرس بندر يافا در جنوب را به چنگ آورد و سپس در همان سال، ضربه سخت ديگرى بر مهمترين امير نشين صليبى يعنى انطاكيه در دورترين نقطه شمال فرود آورد، مورّخان معتقدند او در سه ستون نيرو به شهر حمله كرد: يكى به سوى بندر «سويديه» رفت تا راه ارتباطى انطاكيه بادريا را ببندد تا ناوگان دشمن به كمك آن نيايد، دومى راههاى ميان قليقيه و شام را بست تا از رسيده نيرو هاى پشتيبانى از ارمنستان صغير جلوگيرى كند و سوّمى كه نيروى اصلى بود، به فرماندهى خود بيبرس به شهر حمله برد و درسال ١٢٦٨ ميلادى، آن را به تصرّف خود در آورد.» از نوشته نويرى فهميده مى شود كه بيبرس نيرنگى به كار برد و پيش از اينكه به سوى انطاكيه برود، چنين وانمود كرد كه مىخواهد شهر طرابلس را بگيرد و حتى آن را محاصره كرد.