تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٩١
ياكشته مى شد يا به سختى مجروح مىگشت «١»، مدافعان شهر به فرماندهى قراقوش، شجاعت وقهرمانى تحسين بر انگيزى از خود نشان دادند.
وضع به همين صورت بود وجنگ در عكا ادامه داشت تا اينكه از كشتهها پشته پديد آمد ولاشه حيوانات دو لشكر بسيار روى هم انباشته شد وصلاح الدّين ناچار شد تا آنجا كه ممكن است از بوى اين لاشهها فاصله بگيرد واز عكا به سوى محلى به نام «خروبه» منتقل شود، صليبىها ازاين عقب نشينى استفاده كردند ومحاصره اطراف شهر را كامل ساختند وراهها را برروى آن بستند.
در اينجا نيروى دريايى مسلمانان وظيفه برقرارى ارتباط با مدافعان شهر ورسانيدن آذوقه وتداركات وپول و نامه وغيره به آنها را برعهده گرفت. ابو شامه مىنويسد كه سلطان صلاح الدّين در اواخر سال ٥٨٥ هجرى (١١٨٩ م)، ناوگان مصر را احضار كرد كه در پى آن، پنجاه فروند كشتى، به فرماندهى دريا سالار «حسام الدّين لؤلؤ» غافلگيرانه بركشتيهاى دشمن كه در آبهاى عكا مستقر بودند تافتند كه در نتيجه برآنها پيروز شده وآنان را پراكنده ساختند ودو كشتى تداركاتى پر از غلّه وكالا ونيرو را به غنيمت درآوردند ونيازهاى تداركاتى مدافعان شهر از قبيل غذا و اسلحه را برطرف كردند. «٢» اين كمكها به زودى مصرف شد وامير بهاءالدّين قراقوش، فرمانده شهر ناگزير شد از نو، دست كمك به سوى صلاح الدّين دراز كند «٣»، ناوگان مصر در عمليّات مختلف كمك رسانى، پيروزمندانه به سوى عكا پيش مىرفت، اين ناوگان بندر حيفا- درجنوب عكا- را براى استتار برگزيده بود وهرگاه خطر فرنگيها شدت مىيافت درآنجا پنهان مى شد، بسيارى ازاوقات كشتيهاى اين ناوگان بر اثر طغيان آب در زمستان، با صخرههاى اين بندر برخورد مى كرد. ملك عادل ناگزير بود باسپاهيان خود، به ساحل بندرحيفا پاسدارى دهد تا بر كشتيهايى