تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٩٠
صليبى هااين شهر را مى گرفتند وضع مسلمانان مخاطره آميز مى شد، ولى صلاح الدّين نمىخواست شهرهاى آباد را ويران كند «١» به همين دليل، اين نظر را نپذيرفت و بهتر ديد كه استحكامات عكارا بيشتر كند و وسايل دفاعى بيشترى براى آن فراهم سازد، براى اين كار، امير بهاءالدّين قراقوش اسدى را كه پيش از اين سرپرست باروى مصر و قاهره بود و قلعه «جبل المقطم» را بنا كرده بود، از «مصر احضار كرد و آبادانى عكا و فرمانروايى آنجا را به او واگذار كرد و به وى دستور داد تا استاد كاران و افراد و ابزار اسب و گاوهاى آن را با خود بياورد» همچنين يك لشكر پشتيبانى از نيروهاى مصر رابه كمك مدافعان اين شهر مهّم فرستاد. «٢» سپس انبوه نيروهاى صليبى در سال ٥٨٥ هجرى (١١٨٩ م)، باناوگانهايشان پياپى به عكّا مىرسيدند، آنهادست كم ٥٥٢ فروند كشتى از كشورهاى مختلف اروپا باخود آورده بودند، اين شمار بزرگ، چندين برابر كشتيهاى جنگى صلاحالدّين بود. «٣» وى در برخى ازنامه هاى خود، به برترى- دريايى دشمن اشاره مىكند به اين گونه كه: «طبق خبرهاى رسيده كافران اينك به عكا رسيدهاند وتعداد كشتيهاى كمكى آنان از شمار امواج دريا بيشتر است، مسلمانان اين وضع را تلختر از آب دريا شمارند ... هرگاه مسلمانان يك نفر را در خشكى مىكشند، از راه دريا هزار نفر جايگزين او مىشود.» «٤» البته صلاح الدّين بيكار ننشست تا دشمن، نيروهاى خود را پيرامون عكا گرد آورد، بلكه در حمله به دشمن پيشدستى كرد وتوانست راهى به سوى شهر باز كند واسلحه وآذوقه ونيروى كمكى را به آن شهر برساند چنانكه كمينهاى دايمى برسر راه دشمن قرار داد تا مانع خروج آنها از اردوگاه هشان شود، دشمن درآن شهر زندانى شده بود هركس بيرون مىآمد