تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ٤٧
امّا پس از آنكه برخى از خيانتكاران در قبال دريافت پول، دشمن را به گذرگاههاى دريايى اشموم راهنمايى كردند، دشمن توانست از آن بگذرد و نيروى سواره نظام صليبى ها بدون اينكه هنگام عبور كوچكترين مقاومتى در برابر خود ببينند، از آنجا گذشتند به گونهاى كه تنها زمانى مسلمانها مطّلع شدند كه فرنگيان در اردوگاه ودر جمع آنان بودند، اضطراب و وحشت وترس بر سربازان سايه افكند، امير فخرالدّين يوسف فرمانده لشكر از حمّام بيرون آمد وبدون آنكه زره برتن كند سوار براسب شد وسعى كرد همراه با بعضى از بردگان خويش سربازان را كه از حمله دشمن درحال پيشروى فرار كرده بودند جمع آورى كند. ولى شمشيرها از هرطرف او رادربر گرفت وپس از آنكه از اطراف او پراكنده شدند، به قتل رسيده وبرزمين نقش بست وصليبى ها به فرماندهى روبرت دارتو، به يكى از دروازههاى منطقه منصوره رخنه كرده وبه پيشروى خود در بخشهاى پراكندهاى به داخل شهر ادامه دادند وازچپ و راست مصريان را از دم تيغ گذراندند تاجايى كه طلايه نيروهاى آنان به درهاى كاخ فرمانروايى رسيد. «١» درحالى كه همه دراين گيرودار بودند، گروه بردگان دريايى صالحيّه «٢»، در بيرون شهر به گردآورى نيروهاى خود پرداختند وآنگاه بطور هماهنگ به رهبرى امير بيبرس بند قدارى