تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٣٦
ساخته شده بودند، و تعدادى از رزمناوهاى معروف به غراب را نيز بازسازى كرد. اين رزمناوها در اندازه هاى مختلف بودند. سلطان فرمان داد يك فروند از كشتيهاى نيرو بر را به بيروت بفرستند تا سپاهيان شام را سوار كند و دو غراب يكى هشتاد پارويى و ديگرى چهل پارويى را با يك فروند غراب قديمى ديگر كه در بيروت بود نيز به كار گرفت، همچنين به نايب السلطنه طرابلس دستور داد تا رزمنا و غراب و كشتى نيرو برخود را بازسازى كند. «١» گذشته از اين چند فروند كشتى از خليفه حفصى، شاه تونس گرفت. «٢» سپس سپاهيان شركت كننده در كاروان، با كشتيهاى خود در بندر طرابلس جمع شدند و تعداد شناورهاى آنان به چهل فروند رسيد: شش فروند كشتى بارى، ده رزمناو بزرگ و كوچك غراب، شش فروند كشتى قراقير، دو فروند كشتى مخروط بزرگ، دوازده فروند قايق رزمى، شش فروند نبق كوچك و رويهم چهل فروند. «٣» اينجا شايسته يادآورى است كه تاريخ نويس لبنانى معاصر با ماجرا، امير صالح بن يحيى، نويسنده كتاب تاريخ بيروت يا اخبار السلف، فرمانده غراب كهنه، اعزامى از بيروت بوده است. او خود در توضيح اين مسأله مى نويسد:
«اين غراب به هنگام حركت، زيبا ترين غراب بود، من يكصد سرباز دريا نورد و رزمنده داشتم.» «٤» كشتيهاى اسلامى در روز ٣٠ ژوئن، از بندر طرابلس جدا شدند، و هزاران تن از نيروهاى زمينى و دريايى و نفت اندازها (اژدر افكنها) با آنان بود. آنان پس از چهار روز به بندر كورباس ssabroK در ساحل شمال شرق قبرس رسيدند و سپس از آنجا به سمت جنوب آمدند تا اينكه در سى مايلى اسكله ماژوستا (ماغوصه) پهلو گرفتند و در ساحل، نيرو پياده كردند، شهر ماژوستا چاره اى جز تسليم بى چون و چرا در برابر نيروهاى مسلمان نداشت،