تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٣١

قبرس اسيران مسلمان را باز پس دهد سفيران اين وعده را به او داده و به شهر ماژوستا در شرق قبرس رفتند، ديدند پادشاه قبرس خود را براى حمله بيروت آماده مى كند، آنها او را وادار كردند كه از اين كار صرف نظر كند و اسيران اسكندريه را باز پس دهد وبا سلطان مصر به مذاكرات صلح بپردازد آنها پيوسته اصرار كردند تا او پذيرفت و اجازه داد كه اسيران اسكندريه به كشورشان باز گردند، اين اسيران با استقبال گرم مردم مصر روبرو شدند. «١» شاه پطرس مى پنداشت كه پادشاه مصر پس از دستيابى بر اسيران، با او قرار داد صلح و آشتى خواهد بست، چنانكه از گفتگوهاى صلح فهميده مى شد، ولى شاه شعبان در واقع هرگز نمى توانست قبرسها را به خاطر كارى كه در اسكندريه كرده بودند ببخشد، او اميدوار بود كه فرصتى براى انتقام به دست آورد، و به همين دليل بستن قرار داد صلح را به تأخير مى انداخت، شاه پطرس فهميد كه پادشاه مصر او را فريب داده و ابزار نيرومندى براى وادار كردن او به صلح به جز حمله مجدّد به سواحل كشورش ندارد، بنابراين در اوّل سال ٧٦٩ هجرى (سپتامبر ١٣٦٧ م)، با ناوگان بزرگى به طرابلس حمله برد، ولى اين بار آمادگى مسلمانان، به او اجازه نداد كه هيچگونه موفّقّيتى كسب كند، بلكه با از دست دادن هزارتن از سربازانش نوميدانه به كشورش بازگشت. نويرى مى‌نويسد:
يكى از مجاهدان طرابلس درست موقعى كه شاه پطرس مى خواست سوار كشتى شود، به او رسيد و خود را در دريا بر روى وى افكند، و با شمشير برزره او مى كوبيد، شاه زخمهاى سنگينى برداشت و بسيار رنجور شد، تنها گروهى از يارانش توانستند او را نيمه جان از صحنه خارج كنند و آن مرد مسلمان را با ضرب شمشيرهاى خود از پاى در آورند. «٢» پطرس لوزنيان كوشيد تا خسارت خود در طرابلس را با يورش بر لاذقيه جبران كند ولى سه كشتى از كشتيهاى او به زنجير بندر خورد و و به داخل بندر كشيده شد، در اين هنگام مسلمانان بى درنگ دسته زنجيرها را چرخاندند و زنجير ها بالا رفتند و اين سه كشتى در بندر گرفتار شدند، مسلمانان يك كشتى را سالم گرفتند و تمام قبرسيهاى آن را كشتند و دو كشتى‌