تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٢٩

چشمانشان مى رفت و آنها را كور مى ساخت و به گلويشان راه مى يافت و آنها راخفه مى كرد. ما شصت تن از كفار را به اين صورت از پا در آورديم، بقيه فرار كردند و در طبقه زيرين كشتى پنهان شدند، ما درِ آن را بستيم و با ميخ كوبيديم و از كشتى آنان سى نفر بازرگانان مسلمان و بيست تن برده و پانزده كنيز را كه فرنگيها اسير كرده بودند به كشتى خودمان آورديم و سپس هر چه حرير و فرش و خوراك از ايشان گرفته بودند، پس گرفتيم وهمه ابزار ها و لنگرهاى كشتى آنان را باز كرديم و دست آخر، بدنه كشتى آنان را سوراخ كرديم تا آنكه آب آن را فراگرفت و غرق شد و ما سالم به كشتى خويش باز گشتيم، اين پيروزى با يارى خدا وبه بركت اين ديكچه هاى دستى پر از آهك و بول به دست آمد.» او مى گويد:
وقتى امير اكز تأثير اين سلاح جديد را ديد بسيار خوشحال شد وبه سفالگران (قرموسى) «١» دستور داد ده هزار قبضه از آنها ساختند و با آهك تر وبول پر كردند و آن را در زرّاد خانه جاى دادند «٢»، تا در وقت نياز به آن مراجعه شود، و ديگهاى بزرگى نيز از اين نوع ساخته شد كه با منجنيق بالا مى رفت و بر سر كافران فرنگى فرو ريخته مى شد. «٣» پس از اميراكز، امير صلاح الدّين خليل بن عرّام، نايب السلطنه اسكندريه شد بسيارى از آبادانيهاى شهر را به او نسبت مى دهند. او مدارس و مساجد و ديوارها و دروازه هاى شهر را تعمير كرد، وى دو خندق نيز گرداگرد ديوار اسكندريه در كنار دريا حفر كرد. خندق غربى براى دفاع از ساحل غربى شهر در برابر باب الاخضر و درياى سلسله (بندرغربى) تا دژ ضرغام ادامه داشت. خندق شرقى براى پشتيبانى بندر شرقى و در جهت باب الديوان وبستر