تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٢١
دست آمده را كافى مى دانستند. پادشاه ناگزير شد، بر كشتى سوار شده و به سرعت از منطقه دور شود زيرا شنيده بود، خطوط مقّدم سپاه مص تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج٢) ١٢٥ ٤ - بازتاب اين حمله در جهان اسلام ص : ١٢١ ر به حومه اسكندريه رسيده است.
اين حمله هر چند خسارات فراوانى براى مردم اسكندريه به بار آورد ولى در هدف اصلى خود يعنى در دست گرفتن بندر اسكندريه ناكام ماند، به همين دليل، نويرى، پادشاه قبرس و روش ورود او به شهر و بيرون رفتنش از آن رابه يك دزد فريبكار توصيف مى كند، زيرا پادشاهان اگر شهرى را بگيرند در آن مى مانند و از آن دفاع مى كنند. «١» ٤- بازتاب اين حمله در جهان اسلام اين حمله وحشيانه به مردم بى خبر اسكندريه، موجى از خشم و نفرت را در سراسر جهان اسلام بر انگيخت: در غرب، در اندلس مسلمانان راه ديگرى براى نشان دادن خشم خود نيافتند جز آنكه به نزديكترين شهر مسيحى يعنى شهر «ژيان» naeg كه در قلمرو قشتاله (كستله) بود حمله بردند با اينكه از قبل قرار دادى ميان دو طرف بسته شده بود، وزير كشور غرناطه، «لسان الدّين بن خطيب» نامه اى از زبان سلطانش «ابو عبداللّه محمّد پنجم الغنى باللّه» براى پادشاه «بنى مرين» در فارس نوشت و حمله خود را به ژيان اين گونه تشريح كرد:
«درود بزرگ برفتحى كه به يارى فرشتگان خدا به دست آمد ... ما خواستيم با اين كار، سرشكستگى اسكندريه را جبران كنيم و واجب كفايى را ادا نمائيم، اهل جهاد را دعوت كرديم و از مردم شهرها عدّه اى از ورزيدگان شمشيرزن را گرد آورديم و در محرم سال ٧٦٨ هجرى (١٣٦٦ م) درست يكسال پس از رويداد اسكندريه با شعار «يالثارات اهل الاسكندريه!!» بر سر آنان تاختيم، اين شعار زيبا در حملات اندلسى ها همواره ورد زبان آنان بود و خشم آنان را از حمله وحشيانه قبرسيها به اسكندريه نشان مى داد، و همچنين باز گو كننده روح همبستگى و برادرى ميان ملتهاى اسلامى در برابر نيرنگ و تجاوز دشمن بود، و دورى مسافت مانع اين دوستى نمى شد. «٢»