تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2)

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١١٦

١٣٦٩ م) باشد كه در قصر پدرش هيوى چهارم در دامان انديشه‌ها و سنتهاى صليبى به دنيا آمد و رشد كرد. به هيمن دليل پطرس اوّل، به اصطلاح قرون وسطى به تمام معنا شوواليه بود.
او جنگجو و سوار كار، دين دار و صوفى مسلك بود و از سوى ديگر وارث تاج و تخت خيالى بيت المقدس بود كه وجود خارجى نداشت، اين امور او را بر آن مى داشت كه با شور هر چه تمام تر فعّاليّتهاى صليبى را دنبال كند.
اين پادشاه شهر اسكندريه را به عنوان هدف اصلى تجاوز خود در نظر گرفت، زيرا اين بندر، يك بندر بازرگانى بين المللى بود كه بسيارى از خطوط بازرگانى شرقى به آنجا منتهى مى شد تا خطوط بازرگانى غربى از آنجا آغاز شود. «١» مالياتى كه از ترانزيت تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج‌٢) ١٢١ ٣ - حمله پطرس اول لوزنيان به اسكندريه ص : ١١٨ كالا در اين بندر وصول مى شد، درآمد خوبى براى سلطان بود كه در امر جنگهاى صليبى به او بسيار كمك مى كرد.
سقوط اسكندريه به دست صليبيها چه بسا يك مركز مهمّ اقتصادى و از آن گذشته يك پايگاه استراتژيك را در اختيار آنان مى نهاد كه مى توانستند از آن به عنوان جا پايى براى محاصره دريايى مصر و تحريم اقتصادى مورد نظرشان، استفاده كنند.
بى گمان اين پادشاه جاسوسهايى داشت كه اوضاع شهر و دژها و نقاط ضعف و قوّت آن را در اختيار او مى نهادند و راه را براى حمله او باز مى كردند، مورّخ معاصر، محمّد بن قاسم نويرى، نمونه هايى از فعّاليّتهاى اين جاسوسها ر ا نشان مى دهد كه مصريها پيش از جنگ اسكندريه آنها را كشف كرده بودند.
به عنوان نمونه شخصى را در درون خندق بازار اسكندريه كه مشغول اندازه گيرى ابعاد آن بود دستگير كردند و با وجود اينكه او را زندانى كرده و شكنجه دادند هيچگونه اطلاعاتى از خود بروز نداد. حتى زير انگشتانش شمع روشن كردند ولى بى فايده بود.
يك فرنگى ديگر را بالاى ديوار اسكندريه نزديك مركز صنعتى كشتى سازى دستگير كردند كه با يك ريسمان مشغول اندازه گيرى بلندى و ارتفاع ديوار بود، همين كه او را دستگير كردند، اظهار اسلام نمود، در نتيجه او را رها كردند، نويرى از اين اقدامات انتقاد مى كند و